جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت صد و پنجم :
دردی که به جانم افتاده بود رهایم نمیکرد. حتی انگار نمیتوانستم پلک باز کنم! دستانم را کنار شقیقه ام گذاشتم و نالیدم _ را... رادمهر... رادمهر...
صدای قدم هایی که به سمتم دوید را به خوبی حس کردم.
_ عزیزم! خانم موحد خوب هستید!
صدای نبض سرم میکوبید و دردی که در شقیقه ام نشسته بود انگار ناتوانم کرده بود از بلند شدن! تعجب زده از شنیدن صدای خانمی که کنارم نشست به زور چشم باز کردم و اطرافم را نگ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمانه حسینی | نویسنده رمان
آپلود شد😘♥️
۵ ماه پیشآیدا
1منم همینطور
۵ ماه پیشShiva
2ای بابا اشکمون در اومد ک😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
پارتای قشنگمون هم تو راهه نگران نباشید♥️
۵ ماه پیشمیم
2ولی امروز اصلا دلم به حال شیدا نسوخت،تازه خیلیم ازش عصبیم،یعنی چی اینقدر به اون زنیکه اعتماد کرد،اون همه عشق رادمهرو چطور تونست نادیده بگیره،آخرش کاری کرد رفت خودشو به کشتن بده تا فقط بی گناهیش ثابت بشه 😭😠🙏🏻
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حق داری کاملا🥺💔
۵ ماه پیشزهرا
2وااای سماااانه چیشدددد به عشقشون چی به سرشون اومد چرا همه چی یهویی اینجوری داغون شد،اخه بمیرم واسه دوتاشون،😭😭😭🥺🥺💔💔
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
🥺 دخترمون باز تنها شد
۵ ماه پیشمیم
1وای پارتا یکی از یکی وحشتناک تر،آخه رادمهر چی شده،چرا هیچ خبری ازش نیست،امیدوارم گیر نیفتاده باشه 🥺
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره پارت ها واقعا درد دارن🥲
۵ ماه پیشسرو
3سمانه امروز روز فرخنده ایه یه پارت هدیه بهم بده
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
تو فکر خودمم هست ولی باید پارت و آماده کنم اگه آماده شد میذارم😘
۵ ماه پیشسرو
3پس دوتا پارت هدیه بده 😍😍 واقعا امروز برامن روز مهمیه
۵ ماه پیشعلیرضا
3منم موافقم🤞🏻😁 اصلا میشه تا آخر پارت ۱۳۲ رو بفرستی بیاد😂
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فعلا که نه پارت آماده ست نه چشمای نویسنده اوضاع خوبی دارن باید صبر کنید😂
۵ ماه پیشسرو
2من امروز دوتا پارت هدیه میخامآخه امروز🥳🥧🥳
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دوتا رو قول نمیدم ولی رو یه دونه حساب کن😁🤞🏻
۵ ماه پیشسرو
2باهات قهرم سمانه😭😭😭😭😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
قهر نکن🥲
۵ ماه پیششقایق
3اجازه بدید من به این فکر نکنم که رادمهر شهید میشه🥲💔💔💔💔💔💔
۵ ماه پیشپروانه
4نههههههههههههه این اجازه رو بهت نمیدیم😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
🥲❤️🩹
۵ ماه پیشحسام
3چه کردی با دلمون سمانه خانم هر چی پارت جلوتر میره سرنوشت این دوتا عجیب تر میشه
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره واقعا عجیب میشه
۵ ماه پیشهجران
3چه دلی داره پروانه جون🥺 میگه حتی اگه شهید شد باید قوی باشی آخه چجوری قوی باشه این بدبخت😔
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره واقعا
۵ ماه پیشآهو
4وای خدا رادمهر کجا گذاشتی رفتی😭 اون نامه کشت من یکی و😭😭😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
عزیزم😔
۵ ماه پیشسرو
3اوف سمانه هلاکمون کردی 😢😢😭😭😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
🥲❤️🩹 شرمنده ام
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
2سمانه جون توروخدااااا پارت هدیه بزاااار لدفااا🥺🥺🥺💔