پارت هفتم :
نگاهم از میکائیل گرفته و سمت ورودی سالن کشیده شد که با دیدن دیار، دلم بیاختیار لرزید. همراه با جوان دیگری سمتمان میآمدند و از جا برخاستم. با نزدیکشدنش، نگاهمان به هم گره خورد و سلام کردم. جوابم را با لبخند محوی داد و به جوان اخمآلودی که کنارش ای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ساناز
0🩵🩷🤎🩶💙🧡💛💜🤍💚