پارت ششم :
از جا بلند شد و پیشخوان را دور زد. کنارم ایستاد و قد بلند و هیکل چهارشانهاش، ظرافت اندام و قد متوسطم را بیشتر به رخ کشید. با هم از مغازه بیرون رفتیم و کرکره را پایین کشید. بیدرنگ سراغ مانتوفروشی رفتم. همان مانتوی نسکافهای که چشمم را گرفته بود، همر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مانیا
0عالی بود توصیف فضا و حال و هوای داستان دلنشین بود!!!!