نهان به قلم معصومه علیایی
پارت چهارده :
سینا کنجکاو از گفتهی او، جواب داد:
"آره تو هزار تا سوال بپرس."
با اینکه دو دل بود ولی بلاخره آنچه که قصد پرسیدنش را داشت، نوشت.
"اگه بدونی حسی که به یه نفر داری یه حس یک طرفهست، چیکار می کنی؟ببین نمیخوام جواب شعاری بدی، هرچی که واقعا توی دلت هست رو بهم بگو."
سینا متعجب از آنچه که او پرسیده بود، چند لحظه همانطور ماند و سپس جوابش را نوشت.
"خب راستش تمام این مدت جدای فکر کر
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
پسرم خیلی مرد خوبیه
۴ هفته پیشفاطیما
0ایول پسر بیتا سهم توئه . مرسیییی از پارت هدیه زیبا بود. ❤️ 🔥🎀🫶🫠 حس میکنم شخصیت امیر به جز اینکه پدر بیتا باشه یه شخصیت مهم تری هم هست. درسته؟
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
مگه میثم میذاره بیتا سهم یکی دیگه بشه😌نه فقط بابای بیتاست و همین واسه حرص خوردن ما کافیه😂قربونت عزیزم
۳ ماه پیشفاطیما
0اگه اشتباه نکنم میگن که سالی که نیکوست از بهارش پیداست . بهار امسالم که افتخار دادید رمان جدیدتون رو منتشر کردید عجب بهاری و سالی🥺🫠🥺
۳ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم با این همه لطفی که بهم داری خیلی ذوق میکنم🥺
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0آفرین به سینا چقدر منطقی کاش بیتا بگه بهش که نمیخوادش الان بفهمه خیلی بهتره تا بعد چندسال آفرین به میثم بینم چه گردوخاکی میخوای بکنی برای عشقت. منون پارت زیبای بود