پارت سیزده :

"بیداری عزیزم؟"
دیدن پیامش قلب بیتا را میان سینه فشرد.محبت‌های بی‌اندازه و از روی علاقه‌اش سمت آدم اشتباهی در حرکت بود. بیتا آن عاشقی که او در تصوراتش داشت نبود.
حلقه‌ای از اشک مقابل دیدگانش شکل گرفت و بزرگ و بزرگ‌تر شد و در نهایت خودش را روی صفحه‌ی روشن موبایل رها کرد، درست همان دم که پیام بعدی عاطفه آمد.
"برای من باکلاس شدی؟ سین میکنی جواب نمیدی؟ بابا باکلاس، بابا لاکچری!"

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    منون زیبا ودلنشین بود خدا قوت

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون ازت که میخونی

    ۴ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    بلههه مثل همیشه جای حساس تموم شد یعنی چه سوالی داره؟ مرسی نویسنده گل که گذاشتیم تو خماری 🤣🎀🥹 سینا گناه داره یعنی هیچ جوره نمیشه امیدوارم باشم که شایددددد سینا و بیتا ازدواج کنن شاید بیتا عاشقش شد که بعید میدونم😭🎀🥺

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    الان کدوم زوج؟ سینا و بیتا یا میثم و بیتا😂طرفدار کدومی؟

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    بیتا و میثم چون عشقشون دوطرفه ست🤣🥹🎀

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عشق این دو نفر خیلی خیلی قشنگه🥺

    ۳ ماه پیش
کپی شد!