نهان به قلم معصومه علیایی
پارت نهم :
میثم که انتظار چنین پرسشی را نداشت، ابروانش را سمت یکدیگر کشید و گیج و مات از پرسش او گفت:
-چی؟
عاطفه چون او اخم ریزی کرد و گفت:
-گفتم بیتا رو دوست داری؟
مکث کرد تا میثم جوابش را دهد ولی او که به سکوتش از بابت اینکه نمیدانست ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

محرابی
0به به آفرین میثم خان بلاخره گفتی حالا بینیم امیر بابا چه واکنشی داره. منون زیبا ودلنشین بود