بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت هشتاد و ششم :
جدا کردنِ نگارین از پیکرِ بیجانِ زال، شبیه به کندنِ گوشت از استخوان بود؛ تلاشی عبث و جانفرسا. هیهات... پنجههای ظریفش چنان در پارچهی خونینِ پیراهن زال گره خورده و قفل شده بود که گویی میخواست جانِ خودش را از نوکِ انگشتانش به رگهای بریدهی او تزریق کند. هر بار که بازوانش را میکشیدم، ضجهای میزد که بوی خون و جنون میداد و دوباره خود را روی سینهی زال میانداخت.
اگر دکت
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
0چرا اینطوری شد نگارین...
۵ ماه پیشسیتا
1مطمئنم کار فرداد نبوده کار یکی از اون دوتا داداش بوده حالا کدومشون🤷 ♀️
۵ ماه پیشم..
2اینقدر منتظر ورود و نقش این شخصیت بودیم من هنوز باور نمیکنم اینقدر زود بره 🥲
۵ ماه پیشموفرفری
2حس میکنم نریمان پشت این قضایا هست که منتظرشون بود..
۵ ماه پیشریحا
1امیدوارم نریمان حامی باشه. یه مرحم برای درد نه خودش درد اضافه
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1چقدر برای نگارین سخته...توی یه روز پدر و برادرشو از دست داد...و سوال این جاست قاتلای این دو نفر کی بودن..
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1طبق معمول رخساره بازم وفاداریشو ثابت کرد🌚
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1ای برای زال(: بیچاره جرمش عاشق ِ خانزاده شدن بود🥲
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0ولی اگه فرداد بوده باشه خیلی بده،چرا چون فرداد خودش توی کاباره ها هرکاری دلش بخواد میکنه با دخترا،بعدش حالا که نوبت به خواهرش که عاشق شده رسید همه چی خراب شد...امیدوارم از بین این سه نفر نبوده باشه
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1حقیقت من دوست ندارم از سه تا برادر کسی زال و زده باشه...چون ترسناکه تباه شدن زندگی یه دختر توسط برادرش،پس کاش هیچکدومشون نبوده باشه🫠
۵ ماه پیشاکرم بانو
1امیدوارم نریمان باشه اونی که تیرو زد🥺🫣
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای نکنه خودکشی کنههههه
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0بمیرم واسه نگارین...
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

PARNIA
0ولی این حق نگارین نبود:)امید دارم که کار فرداد نیست..