بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت هشتاد و هفتم :
با اشارهی نامحسوسِ نریمان، دو تن از کلفتهای قدیمیِ عمارت، شبیهِ کلاغهایی که بر سرِ مرداری فرود بیایند، از سایهی ستونها بیرون خزیدند.
پیش از آنکه بتوانم کلمهای بگویم یا مقاومتی کنم، بازوهای بیجانِ نگارین را از میانِ دستهای من بیرون کشیدند. نگارین حتی پلک نزد. نه تقلا کرد، نه نالید؛ فقط با همان نگاهِ تهی و وحشتناک، مانندِ عروسکی پارچهای که هیچ استخوانی در بدن ندارØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
PARNIA
0طبق تجربه ای که از رمانای ساناز دارم ترجیح میدم هیچ حدسی نزنم..
۵ ماه پیشHelia
0از آدمایی که انتظار نداریم مثل نریمان ضربه میخوریم
۶ ماه پیششادی
2چون خیلی زود ب یکی از پسرا عادت کرد ولی الان با اومدن نریمان .رمان رو یجور دیگ دوس دارم هخخخخخ
۶ ماه پیششادی
0راستش از اولش زیاد خوشم نمیومد بخونمش.بنظرم یکم آبکی میومد هرچند ک مطمن بودم ساناز رمان آبکی نمینویسه بخاطر همین ادامه دادم
۶ ماه پیششادی
0چ جالب....منم همینطور
۶ ماه پیشNegar
2بخدا همه چی زیر سر نریمانه.ازش دیگه خوشم نمیاد.صد رحمت به فرداد و هومان
۶ ماه پیشآواا
1از اولم از نریمان خوشم نیومد و یه حسی بهم میگه که همه چی زیر سر نریمانه و همه ی این سه تا برادر یه مشکلی دارن البته از این مادریم که دارن بعید نیست ولی به نسبت نریمان از اون دو تا بدم نمی یاد نریمان کلا یه جوریه
۶ ماه پیشم..
0یه سوال بانودخت چند سالش؟ نریمان هم ۳۰ سالش بود نه؟ می خوام فاصله ی سنی عروس و دوماد رو بدونم😁
۶ ماه پیشم..
2همیشه برام سوال بود که چجوری روی شخصیت های سایکو کراش می زنن😅 البته هنوز هم برام سواله🤔 نریمان هم اصلا سایکو نیست فقط خیلی مقتدر 😔🤣
۶ ماه پیشمینا
0واییی نریملن وحشتناکه یه حسی بهم میگه همه این نقشه ها زیر سر نریما نه
۶ ماه پیشاکرم بانو
0نریمان خیلی واسم خاکستریه...نکنه همه چیز زیر سر اونه؟؟؟
۶ ماه پیشسیتا
0من همه برام سیاهن😂جز فرداد
۶ ماه پیشسیتا
0برادر سنگدل بویی از انسانیت نبرده انگار🥲
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
0اقا اصلا نقش اصلی پسر اون پلیسه توی موقعی که تیراندازی میکردن باشه😂
۶ ماه پیشفاطمه زهرا
1شاید کسی داشته نگاشون میکرده که اینجور رفتار کرد نریمان...وای من تا کی باید رفتار این سه تا رو پیش خودم توجیه کنم😂😭
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
0قمر ک میگفت نریمان خیلی دلرحمه چیشد