پارت هشتاد و پنجم :

صدای شلیک هنوز در جمجمه‌ام زنگ می‌زد. در میان جیغ و وحشتِ بیماران که حالا شبیه به پرندگانِ به دام‌افتاده به هر سو می‌دویدند، با وحشت سرم را برگرداندم تا منشأ این کابوس را پیدا کنم. در انتهای نیمه‌تاریکِ دالان، نگاهم به قامتی آشنا گره خورد.

فرداد بود.

همان‌جا ایستاده بود؛ سرد، خاموش و شبیه به سایه‌ای شوم که از دلِ تاریکیِ عمارت قوام تا اینجا به دنبالمان کشیده شده بود.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آمنه

    0

    واقعا هیچ *** لیاقت دخت دختر مهربان و شجاع اما دلنازک ودل ظریف دخترمون رو نداره حتی توی رمانها هم اشک همراه دلهای ما میکنه یک واقعیت که از خلقت آدم تا اخر زمان هست

    ۴ ماه پیش
  • Helia

    0

    شاید کار فرداد نباشه ولی اگر باشه چی

    ۶ ماه پیش
  • Negar

    1

    باورم نمیشه فرداد زال رو کشته باشه.اخه چرا؟ اصلا تو مخیلم نمی گنجه.بیچاره زال و نگارین

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه ۲۴

    0

    اخ قلبم....😭💔💔 باورم نمیشه کار فرداد باشه!

    ۶ ماه پیش
  • Zahra

    1

    هیچ ذهنم به فرداد نمی رفت ولی اصلا اصلا نمیتونم قبول کنم کار فرداد باشه

    ۶ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    متن اهنگ با حال نگارین عجیب همخونی داره مرسی ساناز خسته نباشی عزیزم

    ۶ ماه پیش
  • موفرفری

    4

    فرداد نیست یکی دیگه از پشت سر فردااد زدتش قطعا میدونم که فرداد نیست مطمئنم اونجا ک نگارین صورتشو روی صورت زال گذاشت منو یاد ی عکس انداخت:( چ غم انگیز بود این عشق

    ۶ ماه پیش
  • باورم نمیشه

    1

    به همه فکر میکردم جز فرداد ولی احساس میکنم یا مجبور به این کار شده یا دلیلی قانع کننده تر داره ولی بازم

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    مطمئننننن😥

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    بانودخت که اسلحه رو دست فرداد ندید،شاید یکی دیگه زده ،یکی که نشونه گیریش هم باید خوب باشه

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    امید است🥲🥺

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    منتظر دلیل لطفاااا سریییع🥺😐

    ۶ ماه پیش
  • سیتا

    0

    نهههههه کی فکردشو میکرد فرداد باشههه😐😮

    ۶ ماه پیش
  • Melody

    1

    بیان این حس غیرممکنه دلم *** شد 😭🥺

    ۶ ماه پیش
  • مینا

    1

    نمیدونم چرا باور نمیکنم کار فرداد باشه .دخترم با این پارت اشکمون دراومد خیلی متا ثر شدم از مزگ زال خیییلی

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    فرداد نمیتونه باشه،ساناز بامن این کارو نکن،من از اول این رمان روی فرداد یه حساب دیگه ای باز کرده بودم😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • م..

    0

    ما بین هومان و نریمان شک داشتیم ولی ... 🥲 شاید اون میخواست زندگی مادرش تکرار نشه (وقتی ذهنت نمی خواد باور کنه و شروع می کنه به دلیل تراشی)

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️