پارت شصت :

با دهانی بسته یک تون موسیقی را زمزمه می‌کرد و نُت می‌نوشت.
آن هم با حواسی که سعی می‌کرد لااقل کمی متمرکزش کند.
آخرین‌ها را هم نوشت و کاغذ را به کناری گذاشت.
نگاهش را میان خطوط موسیقی گرداند. این پنجمین نُت نویسی امروزش بود.
همگی کودکانه و شاد! می‌خواست خودش برای دلوین بنویسد...
با دستانِ خودش!
با همین دستانی که خون می‌ریخت و توی تمام این چند سالی که گذشته بود، انتظار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت دنیز در رمان مافیایی نپنتی دنیز
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
شخصیت سورن در رمان مافیایی نپنتی سورن
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    عمو صالح دهنت سرویسه

    ۵ روز پیش
  • Asal

    0

    کاش من حداقل اونجا بودم اون همه کباب حیف نشه کمکشون میکردم تو خوردن😋😋😂😁😎

    ۵ روز پیش
  • بنفش علی

    0

    ولی من نباید این پارتو تو ماشین با اهنگای بابام میخوندم اونم (تو حیاط منتظر زنگ تفریح میشینم)🤣🤣😂💔وای خدا چرا من عاشق این سورنم با این کاراش فدای تیکه انداختنت😌خانومم دکتره دیگههههه چییییی عروس بی برو برگرد رفت سر خونه زندگیش ،سورن خان اکه خانومت بفهمه سر این گوسفندا رو بریدی میدونی چی میشه🙊

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    3

    میکائیل طفلی چقدر باحال بود🥲الهی

    ۵ ماه پیش
  • مستانه

    0

    جلالی و تشت پر از گوشت.... یه دفعه این تصویر امد تو ذهنم.

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    دنیزو ندزده واسه تهدید سورن

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    چقد این بشر عوضیه 😂پوست میوه رو جلوش گرفته میگه میوه؟

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    نیک آذر اماده باش و توشه آخرتت رو آماده کن😆

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    وای خدا نیلی میکائیل... 🥲چقدر گناه داشتن این دو نفر ای بابا

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    خسته نباشی آزاده جون💚💚

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    وااای خدا نکشتت سورن چه تیکه هاییم میندازه مرتیکه🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    با یاد آوی نیلی و میکائیل و اون بچه از دست رفته واقعاا قلبم گرفت🥺خییلی دلم سوخت...ولی چقدر نیلی و دنیز رو خوب توصیف کرد: (یک پری زیبا آن را از بهشت فرستاده بود درقالب دنیز✨️🥺 )

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    این پارت عالیییی بود 👌🏻✨️ از مکالمه بین سورن و نیک آذر واقعا خوشم امد.

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    0

    واییی نه تروخداا اگ نپنتی تموم شه دیونههه میشممم ۱۲۷ تا پارت از مهمیز ها دارم بخونم ولی واقعا اگ زندگی سورن تموم شه چکار کنیممم🥲🥲🥲

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    2

    همین جمع انشالله جلد هامون 😂😂😂😂 هر چند سورن اونجا زیاد نیست احتمالا ولی خب هامونم عموی همین مرده

    ۶ ماه پیش
  • نازنین

    0

    واییی بلاخره زندکی دنیز و سورن باید به سرانجام برسه اگ سورن نباشه به امید کی بخونم

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    2

    خب تو نپنتی به سرانجام خودشون میرسن دیگ تکلیفشون مشخص میشه

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    1

    خب یک پارت دیگه نپنتی تموم میشه و میره فصل دوم بلاخره باید توی فصل دومم سورن و دنیز هم باشن امیدوارم سورن از داستان محو نشه واقعا هیچکس نمیتونه جاشو بگیره حتی عموش🥲😇

    ۵ ماه پیش
  • Sara

    1

    نه ببین فکر کنم تو درست متوجه نشدی چی به چیه! نپنتی سه تا فصل داره هر سه فصلش درمورد سورن و دنیزه! هامون کلا میره یه رمان دیگه! مثلا مهمیز هم سه فصل بود توی ۱۷۷ پارت

    ۵ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    نه نه اشتباه متوجه شدی ببین فصل که آزاده جون میگه پایان یه سری اتفاق های مهم رمانه که یه وقفه میوفته و بعد دوباره از سر گرفته میشه مثلا تو پارت ۶۱یه سری اتفاق ها میوفته بعد یه مدت رمان پارت گذاری نداره مثلا ۷ روز بعد دوباره از پارت ۶۲ همین رمان ادامه پیدا می کنه نپنتی کلا هر سه فصل واسه دنیز و سورنِ

    ۵ ماه پیش
  • ....

    1

    من فکر می کنم برگرده به جوونیای هامون مثلا ۲۷ تا ۳۰. بعد یه حس عمیقی بهم می گه قراره یه عشق نافرجام/یه طرفه رو تجربه کنه. اگه تو همون حدود سنایی که سورن عاشق نیلی شد هامونم قرار باشه عاشق بشه احتمالا سورن خیلی حضور نداشته باشه.

    ۵ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    می تونه باشه چون هامون گفت ما نمی تونیم از طرف زن ها دوست داشته بشیم می تونه هم نباشه و صرفا راجب درسا اینو گفته باشه یادمه یه جای مهمیز راجب زن و زندگیش یه چیزایی میگه ولی الان یادم نیست دقیقا

    ۵ ماه پیش
  • مهنا

    3

    من مهمیز رو تازه تموم کردم چیز خاصی نگفته بود. بیشتر درمورد رابطش با برادراش می گفت که ناتنیشونه و از هم متنفرن. درمورد درسا فقط می گفت دوسم نداره و کلا ما همایونفرا انگار نفرین شدیم و مدام خرجایی که کرده بود رو میزد تو سر سورن که نجات دادنت خیلی خرج داشت واسم😂😂

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    2

    تازه بهش می گفت هومن و مامانش یه عمر پیشم زندگی کردن ولی اندازه تو توی این مدت خرج نذاشتن رو دستم😂🫀

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    0

    الان فهمیدممم مرسی بابت توضیحات من هنوز مهمیز رو کامل نخوندم در کل رمان های آزاده جون خیلی خوبن ولی امیدوارم سورن بلاخره حالش خوب بشه و زندگی سختی که داشته پایانش خوب باشه 🫠🥰

    ۵ ماه پیش
  • ....

    0

    دقیقا بخاطر همون دیالوگ من فکر می کنم یه عشق یه طرفه/نافرجام تجربه می کنه. ولی کاش یه جلدم آزاده بانو عزیز راجع به منوچهر بنویسه که چی شد اونم با یه زن با اختلاف سنی ۱۸ سال ازدواج می کنه. این ما همایونفرا رو هیچ زنی دوست نداره شامل حال منوچهرم می شه بالاخره

    ۵ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    آخه منوچ واقعا چیزی برای ارائه نداره یه پیرمرد بد بود که تو این دو رمان نهایتا یکی دو نفر دوسش داشتند پایان خودشو زندگیش هم معلومه دیگه ارزش نوشته شدن داستان نداره ک

    ۵ ماه پیش
  • ....

    0

    می دونم تقریبا تو مهمیز و دومینو تکلیف منوچهر و زندگیشم مشخصه ولی من خیلی دوسش دارم خیلی آدم باحالی بود. ولی خب اینکه چجوری دیوونه شد چجوری با تهمینه ازدواج کرد و اینا گفتم شاید بشه ازش یه رمان دراومد ولی پایانش مثلا تا قبل شروع مهمیز باشه یا مثلا ۱۵ سالگی سورن که آدم کشت.

    ۵ ماه پیش
  • Fatemeh

    1

    آزاده الان یه چیز بد خوندم که نپنتی مثل مهمیز طولانی نیستتتتتت من تازه فکر میکردم بیشترهههه وای نگووووو طولانی بنویس برامون لطفاً رمان به طولانی بودنش قشنگه :))))))) ناراحت شدم واقعا

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    2

    فکر کنم نپنتی حدودا 80پارت باشه، شنیدم یک جلد دیگه هم هست ولی نمیدونم چقدر درسته 🥲

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    2

    جدی؟ ۸۰ تا؟ ای وای بد تر شد ک....اره جلد هامون

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    2

    جلد سوم مهمیز های سیاه میشه یا به هامون ربط داره؟! 🤦🏻 ♀️

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رمان بعدی مال هامونه که البته حدس میزنم خیلی خیلی مستقل تر از آب در بیاد فقط اینکه توی این مجموعه به حسابش میارم به خاطر اینه که اونم از تیر و طایفه همایونفره😅

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    1

    وای وای واییی یعنی از زمان نوجونیش که با برادر هاش توی خونه بوده شروع میشه؟؟ یعنی منوچهرم توی یک سری پارت ها به صورت زنده هستت؟! 🥲اخخ انقدر ذوق کردم.... ولی منوچهر با برادرش هامون خوب نبود پس قراره دوباره منوچهر مورد نفرت بقیه قرار بگیره😮 💨❤️ 🩹

    ۶ ماه پیش
  • •مریم•

    1

    آزاده جون امکان داره یک روزی هم رمان منوچهر رو بنویسی؟! یعنی تاحالا بهش فکر کردین؟🥲🖤 مطمئنم منوچهرم توی زندگیش خیلی اتفاقات رو پشت سر گذاشته تا شده منوچهری که همه میشناسنش و ازش نفرت دارن

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    آزاده جون گفتن بهت ولی اگر تو این مجموعه باشه میشه جلد چهارم اول دومینو بعد مهمیز نپنتی و هامون

    ۶ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه عزیزم احتمالا با ماه و سایه اشتباه گرفتی چون اونو تاکید داشتم که ۸۰ و خورده‌ای تموم میشه. نپنتی صد رو رد می‌کنه ولی نهایت ۱۳۰ اینا بشه. بازم این حدسمه نسبت به اونچه که توی ذهن دارم... تا ننویسم معلوم نیست دقیقش

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    هوراااااااا

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    وای کاش به این زودیا تموم نشه و تعداد پارتهاش زیاد بشه

    ۵ ماه پیش
  • ژاله

    0

    الان یعنی یکشنبه پارت ۶۲ میاد یا باید صبر کنیم برای فصل بعد؟

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️