پارت سی و سوم :

از زبان لیرا
همه جا تاریک بود.
بوی کپک و گوشت سوخته پیچید توی بینی‌ام و تا نفس عمیق کشیدم، حالم بد شد و حالت تهوع بهم دست داد.
من کجا بودم؟ آخرین چیزی که یادم می‌اومد این بود که بعد از اینکه اجازه ندادم ساروس روی مبل بخوابه، خودم روی مبلِ راحتش خوابم برد. با اون قدِ بلندی که ساروس داشت، احتمالاً اگه روی مبل می‌خوابید پاهاش از تهِ مبل آویزون می‌شد.

خواستم دستم رو حرکت بدم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    0

    ساروس رو اشتباه نوشتم.🥰

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    2

    اینا رو خواب دیده بود. چقدر وحشتناک. خداروشکر که خواب بود و ساروش بیدارش کرد. احتمالا پدر و مادرش که رئیس قبیله بودن ،ولی دمین اونا رو از بین برده و خودش و همسرش جای اونا رو گرفتن و برای همین لیدا رو اذیت کردن. حالا ساروش نابودشان می کند.

    ۴ ماه پیش
  • sara

    1

    وای رمان داره پارت به پارت جذاب تر میشه مرسی

    ۴ ماه پیش
کپی شد!