پارت دوازده :

ابروهایم بی‌اختیار بالا می‌روند. کمی به نگاه جدی‌اش خیره می‌شوم و ناگاه، دیگر نمی‌توانم خنده‌ام را کنترل کنم. با دهانی بسته می‌خندم و سعی می‌کنم طوری نگاهش کنم که انگار بامزه‌ترین جوک جهان را از زبانش نشنیده‌ام. مهرداد و او؟
کمی دیگر به این تضاد مسخره فکر می‌کنم و خنده‌ام این‌بار بلندتر از قبل است و کل سالن را پر می‌کند.
- چی انقدر خنده داره؟
این‌که تو مرا انقدر احمق Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    0

    عاشقشه یا انتقامی نقشه ای چیزی داره..وای آراد آرادد

    ۳ هفته پیش
  • نرگس

    0

    آرام مال من است..مگه سیب زمینیه وا😒😂اینطور که پیداست انگاری از خیلی وقت پیش آرام رو زیر نظر داره..اما چراا

    ۳ هفته پیش
  • نرگس

    0

    چه بدن خوش فرمی دارد..ای مردم چشم چرون تو این وضعیت فکرت کجا داره میرهه غرق شدی داداش چشماتو بکند😐😂😂

    ۳ هفته پیش
  • نرگس

    1

    مشکین چشم..آرامِ جان..لقبای زیباییه

    ۳ هفته پیش
  • نرگس

    0

    نباید بداند زیادی درمورد خودش و اطرافیانش میدانم..وای وایی این چیمییگهه تو کی هستی آرادد الان از کنجکاوی چپ میکنم

    ۳ هفته پیش
  • نرگس

    0

    وای این چرا اینقدر میخنده😭😭😂آرام توروخدا با کیفت یکی بزن تو سرش

    ۳ هفته پیش
  • مری

    0

    من یکم گیج شدم . این آراد برای نتقام میخواد نزدیک بشه ؟؟اگه برای انتقام میخوام کراشم رو بردارم ولی نیمتونم

    ۱ ماه پیش
  • ترنم

    3

    من معمولا رو پسری که با انتقام نزدیک شده کراش نمیزنم ولی این لعنتی ی چیز دیگس

    ۲ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خوشت اومده‌هااا خوشت اومده‌هااا

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    3

    یعنی چی قصدم کمک بود؟نکنه مهرداد آدم بَده دربیاد این وسط

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    3

    از ی طرف دوسش داری و میگه کفری هستی بهش میگی آرامِ جانم از اون طرفم میگی برا انتقام نزدیک شدی،چه مرگته داداش؟😂

    ۲ ماه پیش
  • ....

    4

    نمی دونم چی بگم، از یه طرف کفری می شه که چرا آرام با اون سر و وضع سوار ماشین مهرداد شد از اون طرف با هدف بهش نزدیک شده؛ مرتیکه آشغال کثافت جذاب عوضی بی تربیت😔😂🤌🏾

    ۵ ماه پیش
  • گگگگ

    0

    چرا حس مبکنم یکم دارم متوجه نمیشم من چند تا خط اول پارت اولو نخوندم چیزی از اراد گفته شده بود؟

    ۵ ماه پیش
  • Rez

    3

    یعنی چی اراد جون درسته روت کراشم ولی به این معنی نیست که حق داری به دخترم بد بگی مرتیکه تازه احمق هم خودتی😒 ولی مشکین چشم و ارام جانم رو خوب امدی ذوققققف🥺💖

    ۵ ماه پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    آخی... هم عصبانی میشی هم ذوق می‌کنییی کیوووت🥹🤌🏻

    ۵ ماه پیش
  • Rez

    4

    از یه طرف ازش بدم میاد میخواد با نقشه و کلک و نیرنگ بهش نزدیک بشه از یه طرف وقتی حرف های تو سرش رو میشنوم *** ذوق میشم در هر صورت روت کراشم اراد عشقم

    ۵ ماه پیش
  • Rez

    0

    ارام جانم🥺💖 گوگولییییییی

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️