جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد و پنجاه و نهم :
«خیالتون راحت، اون وفاداره.»
وقتی بالاخره میروند، انگار از یک بلای طبیعی جان سالم به در بردهایم.
دین به سمتمان میآید. مهربان است و وقتی نگاه خیره مردم را میبیند پیشنهاد میدهد حواس بقیه را پرت کند تا ما جیم شویم. تشکر میکنم و با لیام از مهلکه فرار میکنیم.
به حیاط خلوتِ بخش سوارکاران که میرسم، تمرکز میکنم و قدرت را از زمین میگیرم. ردِ انرژی سایهدار و لرزان زیدن
لطفا صبر کنید...
