جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد و هجده :
دین زیر لب فحشی میدهد ولی مخالفت نمیکند.
آهسته و شمرده میگویم: «میدونم میخوای محافظتم کنی، ولی این کارِت فقط جلوی رشدم رو میگیره.» پلک میزند و حس میکنم بالاخره دارد صدایم را میشنود. «وقتی گفتی اینجا لایههای آدم رو میکَنه تا ذاتش رو نشون بده، ترسیدم. ترسیدم که زیرِ این بدن ضعیف، فقط ضعفِ بیشتر باشه. ولی اشتباه میکردیم. این گردان ترس و خشم رو کنار زد و نشون داد من واقØ
لطفا صبر کنید...
