پارت صد و نوزده :

هفته سوم ژانویه، دومین چالشم را هم می‌برم. و در هفته چهارم، در سرمای استخوان‌سوزِ بسگیات، نصفه‌شب تابلوی چالش‌ها را چک می‌کنم و خون در رگ‌هایم یخ می‌زند.
جک بارلو. فردا. روی تشک.
و تنها فکری که در سرم می‌چرخد این است: «قراره من رو بکشه.»
صبح که دارم تمام خنجرهایم را جاساز می‌کنم، تیرن می‌گوید: «قراره سعی کنه.»
می‌پرسم: «توصیه‌ای نداری؟»
«نذار بکشتت.»
پوزخند می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!