جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد و نهم :
صدای «ایموژن» از تشک مجاور به گوش میرسد: «جوجه، تو هنوز واسه قدرتنمایی آماده نیستی.»
سرم را میچرخانم و میبینم که با خونسردیِ تمام سرِ «ریداک» بیچاره را زیر بازویش قفل کرده و منتظر است تا او پرچم سفید را بالا ببرد. زیر لب زمزمه میکنم: «انگار کسی شک داشت.»
در سمت چپم، «سایر» و «کوئین» مانند دو درندهی جوان دور هم میچرخند و برای دور بعدی آماده میشوند. پشت سرِ ریانون هم «امØ
لطفا صبر کنید...
