جناح چهارم مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت صد و هشتم :
دیورا تشویق میکند: «بله. و؟»
سال دومی ادامه میدهد: «یکی از آخرین نبردهایی بود که شیردالها و اژدهاها واقعاً در کنار هم کار کردن تا ارتش دشمن رو نابود کنن.»
به چپ و راست نگاه میکنم، میبینم که بقیه سوارکاران شروع به یادداشتبرداری کردهاند. سورئال است. این وضعیت فقط... سورئال و باورنکردنی است. حتی ریانن هم با شدت مینویسد.
هیچکدامشان نمیدانند ما چه میکنیم، اینکه دیشØ
لطفا صبر کنید...
