عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هفتاد و ششم :
چند دقیقه بعد شهرام در بلوز و شلوار سورمه ای ورزشی زیپ دار که چهره اش را باز و جذاب کرده بود،پشت سر بنیامین پایین آمد.بر خلاف انتظارم، با لبخند به طرفم آمد و دستم را گرفت و گفت: بهتر شدی؟بر عکس،کسی از درونم به من گفت که زیاد محلش نگذارم و پسش بزنم. برای همین فقط به سلامی زیر لبی بسنده کردم و زیر لب جواب دادم: بد نیستم... شیرین خانم که چای آورد، به شکلات خوشمزه ای که همیشه در ظرفی بلورین روی م
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مرضیه
0خیلی خوب بود عزیزم
۶ ماه پیششهلا
0ممنونم عزیزم بابت رمان قشنگت. من عاشق رمانت شدم
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیز دلم
۶ ماه پیشندا
3چقدر پارتها دلنشینن و آرامش میده بهم وقتی میخونم از همچی فاصله میگیرم مرسی ازت مهشادجون
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم ندا جونم❤️🥰🥰🥰
۷ ماه پیشMahi
1از دست این شهرام، دوست دارم تک به تک موهاش دو بکنم، با خودش معلوم نیست چند چنده😂🤦 ♀️
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بکن موهاشو😁😁😁😆
۷ ماه پیشمریم
3پس بلاخره افتاد تو دام اقا شهرام 😄
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بعید نیست عزیزم
۷ ماه پیشمریم
3ممنون که مینویسی مهشاد جون ان شاالله هر جا هستی خودت و عزیزانت سلامت باشین
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🥳🥳🥳
۷ ماه پیشمینا
2ممنون عزیزم که من رو جزو دوستا نت میدانی باعث افتخاره که خیلی پارت قشنگی بود امیدوارم اقا شهرام بیتاب الاله بشه وقدرشو بدونه
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خواهش عزیزم.حالا خبر نداری فردا شب می خواد چی بشه...منتظر باشید😁😁😁😁😅
۷ ماه پیشSajede
2مثل اینکه فردا شب مهشاد جان قراره مارو سوپرایز کنه جالب شد، حالا مسئله اینه که من نمیتونم تا فردا صبر کنم😅
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نااااجورررر
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
صبور باشیددد
۷ ماه پیشSajede
2ممنونم مهشاد جان واقعا نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم، دختر تو خیلی گلی بهتر بگم یه فرشته ای😇مهربون من
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم مهربونم❤️❤️
۷ ماه پیشSajede
2خیلی احساسی و جذاب بود برام بازم از این پارت های هدیه برامون بذار، خیلی دوست دارم و استقبال میکنم ازش....
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حتما عزیزم
۷ ماه پیشSajede
2منظور نگاه شهرام رو خیلی خوب و عمیق توصیف کردی جوری که تا پوست و استخونم نفوذ کرد، عالی بود مرسی مهشاد جان👌
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم لطف داری بینامتنیت بود
۷ ماه پیشSajede
2بله درسته حق میدم بهت هر نویسنده ای حق داره که نظرات مخاطبینش رو درباره آثاری که مینویسه ببینه و اینطوری بیشتر انگیزه میگیره و بهتر و زیبا تر مینویسه... اینطور نیست؟
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی
۷ ماه پیشفاطی
4دستت طلا خیلییییی چسبید ممنون بابت پارت طولانی
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خواهش می کنم
۷ ماه پیشزهرا
1مرسی مهشاد عزیزم.. خوشحالم که دوست بهترین نویسنده ای هستم که همتا ندارد یادش بخیر سالهایی که گذشت و یه مدت همه منتظر کتاب شکوفه گیلاس بودیم من با داستان عشق ممنوعه با شما آشنا شدم، چه سالهایی که گذشتند.. یادش بخیر گروه کتابخوانی زاویه
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خوشحالم که شکوفه گیلاس رو خوندی...واقعا یاد گروه فعال و خوبمون بخیر عزیزم🥰🥰🥰
۷ ماه پیشعسل
1بی صبرانه منتظر پارتهای تو هستم مهشاد جون امیدوارم شهرام باز شل کن وسقت کن در نیاره
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
منم امیدوارم 🙂↔️🙂↔️🙂↔️
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون عزیزم زیبا بود خدا قوت