عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هفتاد و هفتم :
گفتم:تو غلط می کنی به من دست درازی کنی!مگه من می ذارم؟من دختر دم دستی ای نیستم شهرام خان! اینو تو گوشت فرو کن!
انگشتم را توی سینه اش که از میان زیپ باز لباس ورزشی اش بیرون آمده بود، فرو کردم و هولش دادم عقب.انگشتم سوخت.نمی دانم از داغی بدنش بود یا ناخنم توی گوشتم فرورفت یکهو.چون کوتاه امده بود،شجاع شده بودم.
رو به رویم نشسته بود و تخت فرو رفته بود.تکان نخورد از جایش.فقط لبهایش را مکید:
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
3😁🤭 پسرمون بلد نیست حرف بزنه کمرو هست زبان بدنش فعاله
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اینو خوب گفتی😆😆😀😄
۳ ماه پیشمریم
1عالی بود واقعا دمه شما گرم چسبید
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی مریم جان
۳ ماه پیشMahi
0وقتی شهرام آنقدر آلاله رو میخواد خب پسرجان مگه خوددرگیری داری مثل همین الان که دوتایید و قربون صدقه میری، توی جمع و زمانی که خورشید در آسمونه هم با آلاله مهربون باش و یه کمی دلبری کن، امتحانش کن شاید خوشت اومد😂😂
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
آخه اونور رفتن که الکی نیست اونم با اون شرایط.در طول داستان کامل مشخص میشه شرایط پیچیده ش
۳ ماه پیشMahi
1آلاله هم خوب تلاش کرد که غرور زن ایرانی رو حفظ کنه ولی ای کاش بیشتر تلاش می کرد تا حساب کار دست آقا شهرام بیاد، نمیدونم چرا ولی دوست دارم آلاله شهرام رو اذیت کنه😂😂😂
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا مونده چزوندنش😁😁😆😆
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا مونده چزوندنش😁😁😆😆
۳ ماه پیشتارا
1دست مریزاد خانم گل عالی بود
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی خوشحالم❤️❤️
۳ ماه پیشزهرا
1حالا چی شد مگه قبلا کامل رابطه نداشتن مگه؟
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چرا داشتن اما خب نمیشه نوشت که...
۳ ماه پیشفریبا
1دم آلاله گرم با سیاست زنانه حرف خودشو زد ممنون از نویسنده عزیز با این پارت زیبا🌹
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۳ ماه پیشزهرا
2چقدر زیبا😍 آرام بودم مثل یک مرغ دریای سفید شناور روی دریای آبی و گرم فرودین
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی زهرا جون
۳ ماه پیشSajede
2من فکر میکردم یه پارت عالی باشه اما تو رسما ترکوندی شگفت انگیز بود خیلی احساسی، لذت بخش، دلنشین و پر هیجان بود، ذوق زده شدم الان، مرسی مهشاد جان بینظیر بود 👌شاهکار کردی....
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی ممنون از محبتت.ذوق شماها منو ترغیب به جذابتر و هیجانی تر نوشتن می کنه🥰😘
۳ ماه پیشSajede
2ممکنه ورق برگرده و شهرام از قول و قراری که گذاشته بود با آلاله منصرف بشه و باهم بمونن؟
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
معلوم میشه حالا عزیزم صبووور یاشیدددد
۳ ماه پیشSajede
2چرا پیش بینی های من درست از آب در نمیاد تا یه حدسی میزنم خلافش ثابت میشه، ولی همینش برام جذابه که رمان غیر قابل پیش بینیه و خواننده رو یهیویی سوپرایز میکنه...
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خداروشکر که هر دفعه با رمانم سورپرایز میشی😃😃🙂↕️
۳ ماه پیشSajede
1عالیه چیه بابا این یه اثر هنری بود که خالقش کسی نیست جز مهشاد جوون خودم🥰
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزی ساجده جانم🥰❤️❤️
۳ ماه پیشمینا
2اخی عزیزم خیلی پارت قشنگی بود با نیشی باز اونو خوندیم❤️
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
متشکر
۳ ماه پیششیوا
0این پارت شگفت انگیز بود اصن هر پارت از پارت قبلی بهتر و بهتره مهشاد جون چه حرفای فلسفی زد شهرام چقدر خوب گفت من یاد گرفتم جالب بود و مرسی که منو دوست خودت می دونی نویسنده جون ماه دوست داریم🥰🥰🥰❤️❤️😘😘
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم عزیزی
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسترن
0خیلی هم عالی💖