پارت هفتاد و پنجم :

اگر عاشق یک ادم اشتباهی شدن،جرم بود ،من یک مجرم تمام عیار بودم.عشقی که با نزدیکی بدنها و یکی شدنشان تکمیل شده بود.شاید برای بقیه مسخره به نظر می امد اما حجت را بر من تمام کرده بود.من اشتباه کرده بودم و حالا توی مرحله ی انکار بودم تا ضربه نخورم و نمی دانستم از پسش بر می امدم یا نه.چای می نوشیدیم که زنگ آپارتمان را زدند.ملیحه خانم بود.برای عیادتم آمده بود.او از اینکه آنقدر لاغر شده بودم،تعجب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahi

    1

    من هرجور فکر میکنم و بالا و پایین میکنم نمی فهمم درد این شهرام چیه، چرا اینجوری میکنی پسر جان مثل بچه آدم برو جلو و بگو غلط کردم که زدم از ده جا نابودت کردم و رو خودم کار میکنم که دوباره تکرار نشه، عشق و عاشقی هم بخوره تو فرق سرت، نمیخواد کارهای عشقولانه بکنی ولی معذرت خواهی کن برای کار اشتباهت

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خود منم نفهمیدم مرگش چیه!

    ۶ ماه پیش
  • شیوا

    1

    مهشاد جون همینکه تو این شرایط وحشتناک داری برامون می نویسی آفرین داری اونم یه داستان زیبا و جدید من خودم چند تا رو عضو شده بودم که خیلی تعریفشو می کردن تو صفحه اصلی اما آنقدر آبکی و بچه گونه بود دیگه سراغش نمیرم یکی دیگه رم تازه عضو شدم اونم یه کم خوندم انقدر غیر واقعی بود حالم بد شد شما عالی ای

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اما بدتر طلبکارن ازم متاسفانه🙂‍↕️🙂‍↕️

    ۶ ماه پیش
  • شیوا ۲

    1

    چند تا رمان تو کتابخونه اینجا دارم که نویسنده دیگه نمی نویسن و بهانه آوردن بچه ها قدر کسیکه تو جنگ داره برامون زحمت می کشه بدونیم غر الکی فقط باعث میشه خودتون خسته شین حتما بقیه داستانا رو نمی خونید

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزی شیوا جون ممنونم از همراهان😘

    ۶ ماه پیش
  • Sajede

    2

    الان جدی جدی مطمئن شدم که شهرام و آلاله قراره از هم جدا بشن من چرا فکر میکردم تا آخرش قراره با هم بمونن؟

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نمی دونم به خدا😁

    ۶ ماه پیش
  • Sajede

    1

    فکر نمیکنم آخرش بهم برسن حس میکنم ته این رابطه جداییه...

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    باید دید عزیزم...یه کم صبور باشید

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    1

    خسته نباشی نویسنده توانا موافقم که بچه ها گفتن بعضی رمانای دیگه بچه گونه و لوسن اما رمانای شما خیلی سنگین و جذابه صحنه عاشقونه جدید داره از همه مهمتر منطق داره آبکی نیس

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم کاش قدر بدونن که نمی دونن متاسفانه

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    1

    داشتم یه رمان از ی سایت دیگه می خوندم انقده بد نوشته بود و بچه بازی بود که زدم پاکش کردم دختره مدام تو بغل همه بود بعد می گفت من فقط ی نفرو می خوام از روی سریالای برزیلی آبکی نوشته بود 😁😁😁😁😀😀😃😃

    ۶ ماه پیش
  • شیوا

    1

    تو این سایت رمانایی دیدم که از پارت دویست گذشتن کشدار اونان.من تو عمرم بیشتر از هزار تا رمان نتی و غیر نتی خوندم بیشتر بچه گونه و بی مزه بود اما اینجا یکی از نویسنده های خوبو پیدا کردم که همینجا بگم بهترینن قلم روون پخته و واقعی که لوس نیس و عشق آبکی ندارن نمی دونم چرا بعضیا فقط غر میزنن

    ۶ ماه پیش
  • فریبا

    1

    سلام ممنون از نویسنده عزیز بابت پارتهای قشنگ🌹

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خواهش می کنم عزیزم..

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    1

    شهرام باعث این اتفاق بود دست و دماغ دخترو شکوند و بعدشم هیچ، حالا اگه آلا شکایتی چی کرده بود پلیس میومد شاید دیه ای، چیزی گیرش میومد حداقل دماغشو عمل میکرد.. شیرین خانمم حتما میبینه پسرش نمیخواد آلا رو میگه برم هزینه کنم دماغ دخترو عمل کنم بعدش بره از دستمون... واقعا که😏

    ۶ ماه پیش
  • مینا

    1

    پسره نچسب ادم حرصش میگیره وجدهنی الاله گناه داره همینکه ابروش رو نبرده خیلیه وجدانی دلم براش کباب شد

    ۶ ماه پیش
  • سارا

    4

    خیلی خسته نباشیدددد مرسی که تو این شرایط هم برامون پارت میذارید، ولی من جدیدا حس میکنم کلا پارتها شده فقط توضیحاتی که الاله میده وخیلی محتوا و مکالمه ی کمی توشون اتفاق میوفته. اگر امکانش هست یکم مکالمه بین شخصیت هارو بیشتر کنید

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️