پارت هشتم :

سایفر منو کشوند تا جلوی یه در فلزی، یه کلید از جیبش دراورد و با یه صدای تیک توی قفل در چرخوند. حتی یه لحظه هم نگام نکرد. درو باز کرد و فقط گفت:

- این اتاقت. نیم‌ساعت وقت داری.

هیچی نگفتم، یعنی حرفی هم نداشتم؛ فقط سر تکون دادم و وارد اتاق ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!