پارت هفتم :

صدای کارن هنوز تو گوشم بود؛ خواستم پسش بزنم اما دو تا غول بی‌شاخ و دم از در عمارت اومدن داخل.

همون بادیگاردایی بودن که با حامد اوردیم.

یکیشون، کله‌ش رو از ته تراشیده بود و صورتش پر از پیرسینگ بود.

اون یکی که کنارش بود، یه نگاه اندر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!