پارت چهارم :

جملش، مثل پتک تو سرم فرود اومد. حس کردم تموم امیدم، تموم اون غرور واهی که برای چند لحظه ساخته بودم داشت مثل حباب صابون می‌ترکید و محو می‌شد.

حس خفت، حس ناتوانی، حس اینکه چقدر احمقانه تو دام افتاده بودم، داشت از درون من رو می‌خورد.

تصویر س ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!