پارت پنجم :
هنوزم بازوم تیر میکشید، ولی دیگه اون درد وحشتناک اول رو نداشتم. بیشتر شبیه یه سوزش عمیق بود که یادآوری میکرد چه اتفاقی افتاده.
سویشرتم رو با کلی زحمت در اوردم. تقریبا جر خورده بود و پاره و خونی شده بود. با احتیاط شروع کردم به پاره کردن نوارها ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ترنم
1چقد بدم میاد از حامد و میکائیل اما بیشتر از حامد،آخه این همه دختر چرا آیناز؟