پارت صد و چهل و پنجم :

از مطب دکتر بیرون آمد و هوای پاک و شرجی را به عمق ریه‌هایش کشید. بعد از چند جلسه صحبت با دکتر نوروزی، احساس سبکی عجیبی داشت. خوب می‌دانست هنوز هم برای رسیدن به چیزی که دکتر وعده‌ش را داده بود، راه درازی در پیش دارد اما همین که حالش بهتر شده و از شر آن همه دوگانگی در وجودش خلاص شده بود، نشان می‌داد که دکتر نوروزی بار دیگر معجزه‌ی زندگی‌اش شده و قرار است نجات بخش آرزوهایش شود.
سرش را ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️