آفاب به قلم مهتاب جهان فر
پارت نود و دوم :
عزیز تمام وسایل هفت سین را روی کابینت گذاشته و چینش آن را به سروین واگذار کرده بود. خودش هم، بساط شیرینی پزیاش به راه بود و عطر شیرینی برنجیهای مغز دارش، مانع بیرون رفتن سروین از آشپزخانه میشد.
سینی تازهای از خمیر شیرینی پر کرد و داخل تنور کوچک گوشهی آشپزخانه قرار داد و همانطور که در ظرف آرد را میبست، با نگاه گنگی روبه سروین گفت:
_ ننه معطل چی اینجا دخیل بستی؟ الان بچه
لطفا صبر کنید...
