پارت نود و یک :

عزیز لحظه‌ای با چشمان گرد شده به صورت سروین خیره شده و ناگهان با صدای بلند به خنده افتاد. سروین هم که با خنده‌های عزیز، خیالش کمی از بابت کوتاه آمدن او راحت شده بود، هم صدای شیرین خاتون شروع به خندیدن کرد. عزیز میان خنده‌هایش به حرف آمد و گفت:
_ کی تا حالا تو اندی قشنگ گیلکی گب زنی؟
سروین ابرویی بالا انداخت و جواب داد:
_ عزیز دیگه چهار تا جمله که بلدم بگم! ناسلامتی همین‌جا بزرگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️