پارت چهارم :
قلبم فرو میریزد. تماس را وصل میکنم و در حالی که با یک دست کلید را از گلدان کنار در برمیدارم میگویم:
- سلام آقای حیدری، خوب هستین؟
صدایش، عصبی و برنده بیدرنگ در گوشم میپیچد:
- کجایی آرام؟
در خانه را پشت سرم قفل میکنم و ب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Aida
0چطوری وقتی که حتی با مهردادم تمرین درست حسابی نداشته بتونه با یه نفر دیگه انجامش بده