وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت سی :
**
بیست و سه
یک نگاهم به چسب زخم روی دستم بود و کبودیهایی که به علت پیدا نشدن رگ(جهت آزمایش خونی که وجود مایغ بیهوشی را تایید کرد) به وجود آمده بود و یک نگاهم به قطرات سرمی که آرامآرام وارد لوله میشدند تا شاید حالم را بهتر کنند اما هیچکس نمیدانست درد من این چیزها نیست که دوایش این باشد. درد من بی حواسی یا شاید هم خیانت مسئول اسلحهها بود که الان مرا در این اتاق پزشکی قانون
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
واقعا😂 البته فقط چون فامیلشه پلیس مستقیم به خود برایان شک نکرده امکان میده کار هرکسی باشه و برایان فقط برای الا مظنون پرونده ست😁 اما... اینکه بعد گندکاریای اون عموشون هنوز بخاطر ثروتشون انقدر اعتبار دارن رسما قانون جنگله😂 و طی تحقیقاتی که کردم فهمیدم واقعا این خانواده ها توی آمریکا خیلی گردن و کلفتن
۶ ماه پیشاکرم بانو
0امیدوارم خودش ننداخته باشدش زندان که بعدبخواد درش بیاره🫠🫠🫠🤦🤦🤦
۶ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
وای نه اگه اینجوری بود که الای طلبکار صد سال سیاهم عاشقش نمیشد من می خوام سعی کنم یکم این دختره کوتاه بیاد در آینده عاشق شه شاید خوشش اومد😂
۶ ماه پیشآذر
0ای جانننننن برایان منتظر این لحظه بودی که دلبری کنی بی شرفففف😂🤧
۶ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
وقت جنتلمن بازی بود😂
۶ ماه پیشفاطمه
0اوووووو پشماممممممم میدونست😮😮😮واییییی خداروشکر همش نگران بودم بفهمه میشه الان با هم همکاری کنن و قاتل رو پیدا کنن و بعدش عاشق هم بشن😍😂میشه؟؟
۶ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
عزیزم😅🫂 شاید بشه اما به همین راحتیا نیست😈 اون روی پلید من گاهی اوقات خودشو نشون میده😂
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Nil
1اینجا دیگه از قانون جنگل هم رد شده. نام خود برایان تو صحنه قتل پیدا میشه بعد با شهادت همون برایان ، الارا رفع اتهام میشه؟؟؟🤦🤣🤣🤣 بسوزه پدر پول و رشوه...