پارت صد و بیست و دوم :

شیر آب را دوباره باز کرد و مشتی دیگر به صورتش پاشید و خون‌های داخل روشویی را آب ریخت. سرگیجه‌اش کمتر؛ اما سردردش هنوز هم پا برجا بود. قرص را داخل کیفش گذاشت و فرزام تا آمد پاسخ دهد با باز شدن در، بیخیال شد. تکیه‌اش از دیوار گرفته و نگاهش بند نگاه سرخ او شد. کاش ترس از فرار او نبود؛ وگرنه از دیروز تا به حال لب باز کرده و این بار سنگین را از روی دوش‌اش برداشته بود.
- جای نگرانی نیست، از بوی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!