تبعید بی پناهی به قلم غزل محمدی
پارت صد و چهارده :
پگاه تقلای پایدار برای برخاستن را دید و خواست کمکش کند که نوید سریعتر به خود جنبید و میان او و پایدار ایستاد.
- حتماً نگار گفته بهت، نارسایی قلبی داره اگه وقتی حمله بهش دست میده قرصاش و نخوره یا اقدامات اولیه انجام نشه ممکنه بمیره!
اخمهای پایدار به شدت درهم رفت و با گذاشتن دستش به لبهی میز ایستاد و محکم دستش را پس کشید.
- هر کاری کرده من بهش گفتم کرده، بعدم کی گفته سرت و بنداز
لطفا صبر کنید...
