پارت هفتاد و سوم :

پس از تماشای مسابقهٔ نفر بعدی، به سمت اسطبل رفتم. قلبم همچنان با شتاب می‌تپید و هیجانم هنوز کامل تخلیه نشده بود.

بوی کاه و علوفه و چرم در فضای اسطبل به مشام می‌رسید. نور زردرنگ خورشید از شیشه‌های اطراف به درون اسطبل می‌تابید و گردوغبارهای شناور در هوا را به زیبایی نمایان می‌کرد. در همان حال، کارگرها مشغول تمیز کردن اسطبل بودند. صدای آقای استون از بیرون به گوش می‌رسید. داشت اسم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Eli

    2

    ای بابا کاش دست از سر این بچه بردارن

    ۲ ماه پیش
  • مونیکا

    0

    🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠

    ۴ ماه پیش
  • ...

    8

    اینکه الیان وسواس داره ولی بازم موها یا دستای میرا رو لمس میکنه خیلی جالب و دوست داشتنیه🥲

    ۵ ماه پیش
  • ستا

    9

    مگه میرا بدبخت کثیفه که حساسه🤣🪚

    ۵ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰

    2

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • ....

    5

    نههه😂آخه وانیا همش میگفت الیان خیلی وسواس داره و به هرکسی اجازه *** نمیده...برای همینه تو هر شرایطی شیک و مرتب و اتو کشیده اس

    ۵ ماه پیش
  • ستا

    1

    اهااااا🤣🤣🤣🔪🔪🔪

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    0

    وای لیو اخهه بچم چرااا😭😭😭😭😭

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    0

    وای لیو میرا بدوووووو

    ۶ ماه پیش
  • ملورین

    8

    وای دوباره لیو نهههه😭😭😭گناه دارههه

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    2

    یکی این چرخه مجازات تموم کنههههه

    ۶ ماه پیش
  • MeHrSa

    7

    برای من جذاب ترین و جالب ترین شخصیت لیو هست . خیلی دوسش دارم 🥺🫀

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه

    4

    وایییییییی دیگه نمیتونم بابا بیخیال این مجازات شین لطفا من لیو دوست دارمممممممممم 💔💔

    ۶ ماه پیش
  • حرمان

    6

    مچکرم از شما خانوم فریدی که با این شرایط بازم تلاش برای پارت گذاری کردید

    ۶ ماه پیش
  • نجمه

    7

    وای بچمممممم لیووووووو🥲چرا همه زورشون به لیو رسیده؟ هعی😓بچمو انقدر اذیتش نکنید

    ۶ ماه پیش
  • Maral

    7

    از بین پارتا انتظار وانیا و لیو رو میکشیدم اما ازشون خبری نبود 🤧

    ۶ ماه پیش
  • نگار

    1

    واایی مرسی برای پارتا . خیلی بهش نیاز داشتم😭

    ۶ ماه پیش
  • Mahil

    2

    موندم دیگه چه بلایی سر لیو میخوان بیارن . بابا دست از سرش بردارین دیگه

    ۶ ماه پیش
  • مبینا

    1

    بشینیم یدورم برا مظلومیت لیو گریه کنیم...کم به این بچه زور بگید لعنتیاااا

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️