زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت دویست و سوم :
***
- همکاران، همونطور که خبر دارین سیاست کشور با همسایهها حالت سینوسی داره. ناامنی منطقه بیشتر شده، باید چهارچشمی مراقب جاسوسها باشیم؛ یه غفلت ما کافیه که تروریستها به کشور نفوذ کنن.
سرهنگ با لحن جدی و کلام مسلطش تکیه بر صندلی چرم زغالیاش، در رأس میز سخنرانی میکرد. کمی که گذشت یکی از اعضای باتجربهی کادر که نشان سه ستارهی طلایی بر روی شانه داشت از جا برخاست و ل*ب به
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
هستی
0سلام ممنون خسته نباشید عزیزم قلمت مانا
۶ ماه پیشسعادت
0خدا قوت قلمت مانا عزیزم 🌸🌸🌸🌸
۶ ماه پیششیوا محمدی
1سلام خسته نباشید من داستان شمارو واقعا دوست دارم و تا پارت جدید میاد میخونم واقعا ممنون هستم که تو این شرایط هم پارت می گذارید و انشالله زودتر همه به آرامش برسیم دوستتون دارم
۶ ماه پیشمبینا
2ممنون از زحمتت مسئولیت پذیری امیرعلی رو توی کارش واقعا دوست دارم
۶ ماه پیشزهراz
2انشاالله که فرق برگرده حال دل هممون خوب بشه و شما همچنان پر قدرت بنویسین و ما از نوشته هاتون لذت ببریم ممنون که تو این شرایط دارین برای سرگرم شدن ما زحمت میکشین خدا پشت پناهتون باشه و به امید پیروزی ایران عزیزمون😘🌱❤️🙏
۶ ماه پیشتارا
3قلمت مانا عزیزم به امید روزهای خوب و مملو از آرامش برای همه و ایران عزیزمون
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0ممنون از رمان خوبت لیلا جان امیدوارم حال دلت خوب باشه.والا حال دل هیچ *** خوب نیست عزیزم.با آرزوی ایرانی آزاده و آباد 🙏🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷