آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت بیست و ششم :
«عزتنفس پایین یا حتی افسردگی هم خیلی شایعه. احتمالاً کل زندگیاش بهش گفتن که بیارزشه، و آدما — مخصوصاً بچهها — خیلی زود باور میکنن که بقیه دربارهشون چی میگن.»
سرم داشت گیج میرفت. لیرای بیچارهی من چه دوران وحشتناکی رو گذرونده بود که ممکنه تا آخر عمرش روش اثر بگذارد.
دکتر با صدای آرومی پرسید: «ادامه بدم آلفا، یا میخوای یکم استراحت کنی؟» قشنگ میفهمید توی سر
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
0دلم پارتای بیشتر میخواد رمانو دوس دارم🥲
۴ ماه پیشبهار
0امیدوارم لیدا زودتر حالش بهتر بشه بیچاره ساروش گناه داره
۴ ماه پیشآرزو
1سلام نویسنده عزیز ، خداقوت ، تو این روزها با وجود سختی ها ممنون که مینویسی و قلبمون رو شاد میکنی.واقعا خیلی خوب از نظر روانی و دید دکتر شخصیت رو تحلیل کردید و داستان با جزئیات کاملا در محیط گرگینه ای قرار داره. واقعا ممنون.🧡
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Narges
0ساروس به لیرا کمک میکنه لیرا بیدار بشه چی میشه