آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت بیست و پنجم :
از زبان ساروس
همینطور که لیرا رو وسط تختم میذاشتم، با نگرانی بهش زل زدم. میدونستم دیدن تغییر شکل من براش شوکه کننده است، ولی فکر نمیکردم باعث بشه درد جسمی بکشه. دربارهی این مدل «کنترل آلفا» اطلاعات خیلی کمی وجود داره؛ منظورم وقتیه که یه گرگِ جوون رو در سن پایین مجبور میکنن تغییر شکل نده، تا جایی که کلاً یادش میره اصلاً توانایی این کار رو داره. این یه قانون نانوشته بین ما آ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0سلام نویسنده عزیز، این شرایطی که به وجود اومده برای هیچ *** آسون نیس ، ببخشید که اگه از اینکه پارتها اینطوریه گله و شکایت داریم ، بخاطر این داستان زیبا از شما خیلی ممنونم اما میخوام بدونید که برای مخاطبانتون خیلی داستان زیبا و جالبیه که انقدر مشتاق ادامه داستان و بیشتر بودن پارتها هستیم💐🩷
۴ ماه پیشندا
1خیلی قشنگ شده ممنون کاش زودتر از یک روز قسمت بعدش بیاد خسته نباشید
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آرزو
1سلام ، همه چی بستگی به سلیقه داره اما این رمان خوبیه و ارزش خوندن داره بنظر من.