پارت بیست و هفتم :

دوباره اخم کردم و پیشونی‌ام رو مالیدم؛ تمرکز کردن باعث می‌شد سردردم بدتر بشه. خواستم بلند شم و برم دنبال ساروس، ولی وقتی صدای پچ‌پچ از پشت در شنیدم، سر جام خشکم زد. کی اونجا بود؟

«اما چرا گرگش باید این کار رو باهاش بکنه؟» این صدای ساروس بود، ولی چرا داشت داد می‌زد؟ اصلاً داشت سر کی داد می‌زد؟

دکتر جواب داد: «نمی‌دونم آلفا؛ حدس من اینه که دیدنِ شما در حالتِ گرگ، یه جورهای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    2

    تا اینجاخیلی خوب بودمن که خیلی دوست داشتم

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️