آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت بیست و هفتم :
دوباره اخم کردم و پیشونیام رو مالیدم؛ تمرکز کردن باعث میشد سردردم بدتر بشه. خواستم بلند شم و برم دنبال ساروس، ولی وقتی صدای پچپچ از پشت در شنیدم، سر جام خشکم زد. کی اونجا بود؟
«اما چرا گرگش باید این کار رو باهاش بکنه؟» این صدای ساروس بود، ولی چرا داشت داد میزد؟ اصلاً داشت سر کی داد میزد؟
دکتر جواب داد: «نمیدونم آلفا؛ حدس من اینه که دیدنِ شما در حالتِ گرگ، یه جورهای
لطفا صبر کنید...

لیلا
2تا اینجاخیلی خوب بودمن که خیلی دوست داشتم