پارت هفتاد و سوم :

با مادر و آیدا همانجا ایستادیم تا شهرام که ماشین را روشن کرده بود و کمی آنطرفتر داشت از کوچه ای به طرف ما می آمد،نزدیک شود.سوز بعدازظهر خاکستری اسفند ماه،تن خسته ام را می لرزاند.بنیامین و مادرش سوار ماشین بنیامین شدند و من جلوی ماشین حاج آقا بغل دست او و بقیه عقب نشستند.به دلیل بی مهریهایش با حالی پریشان رویم را به طرف شیشه کرده بودم و پیشانیم به شیشه چسبیده بود.از بغل دست او نشستن خاطره

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sajede

    1

    اشکم در اومد انقدر پر احساس بود! 😢عالی بود مرسی مهشاد جان، آلاله الان از دست شهرام برای شکستن بینی قشنگش دلخوره اما عیب نداره درست میشه😅

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    امیدوارم درست بشه

    ۵ ماه پیش
  • Mahi

    1

    از دست این شهرام، دستی دستی زد آلاله بدبخت رو از ریخت و قیافه انداخت تازه دلجویی و جبران هم بلد نیستم تازه تلبکار هم هست، همش سعی میکنم دلم رو با شهرام صاف کن ولی مرتیکه نمیزاره هر دفعه درخت به آب میده🤦 ♀️😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خیلی روش زیاده خدایی

    ۵ ماه پیش
  • مینا

    1

    والا حق داره نصف زیبایی صورت تو بینی هست

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا مینا جون

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    چرا انقد شهرام تلبکاره اصلا رفتارشون نمیتونم تحمل کنم🤨🤨🤔

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خود منم نمی تونم تحمل کنم

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    مرسی مهشاد جانم دستت طلا

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • شیوا

    1

    خجالت بکش شهرامممم از خود راضی و طلبکاره اصلا باورم نمیشه آنقدر پررویه این بشر😱😱😱😱😱😱!!!!

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خیلیییی

    ۵ ماه پیش
کپی شد!