عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هفتاد و دوم :
انگار چند نفر با هم داشتند در امتداد راهرو می دویدند.در کسری از ثانیه چهره وحشتزده و رنگ پریده مادرم در آستانه در نمایان شد.پشت سرش آیدا و شیرین خانم با چهره هایی در هم و بهت زده سر رسیدند.مادر روی گونه اش کوبید و گفت: خاک به سرم! چی شده؟ و بعد به شهرام نگاه غضبناکی انداخت.شهرام سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت.شیرین خانم هم جلو آمد و نگاهی به دم و دستگاهی که به من آویزان بود،کرد و گفت:پناه بر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شاید دلیل داشته باشه
۵ ماه پیشSajede
1شهرام چرا اصرار نکرد که این ۲۴ ساعت رو پیش الاله بمونه و مادرش رو قانع نکرد که همه چیز یه حادثه بوده؟ چرا سکوت کردو چیزی نگفت؟
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شوهر واقعیش که نیست.ایشالا شوهر واقعیش اونی که الاله رو از ته قلبش بخواد براش این کارا رو می کنه
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شوهر واقعیش که نیست.ایشالا شوهر واقعیش اونی که الاله رو از ته قلبش بخواد براش این کارا رو می کنه
۵ ماه پیشSajede
1ولی به نظرم توی این شرایط نباید الاله رو تنها میزاشت نه؟ خب درسته که الاله بهش گفت برو اما خب باز باید میموند تا مراقبش باشه....
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
شهرام کلا بود و نبوده
۵ ماه پیشمینا
1والا شهرام خیلی ادم بیخودیه خجالت هم نمیکشه یعنی دماغ الاله نشکست رفت توشیشه
۵ ماه پیشSajede
1عزیزم تقصیر شهرام هم نیست اونکه نمیخواست تصادف کنه، یه حادثه رانندگی بوده دیگه، درسته نباید میرفت ولی خب اینطوری هم که میگی دیگه نیست.
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بیشتر فکر کنم تقصیر شهرام بود
۵ ماه پیشزهرا
1بی مسئولیت تر از شهرام ندیدم... چه بی احساس ول کردورفت
۵ ماه پیشSajede
1خب حتما دلیل داشته که رفته شاید نمیخواسته زیاد جلو چشم باشه که داغ دل اللهم مادرش رو تازه کنه وگرنه مگه میشه به فکرش نباشه، اگه اینطوری باشه یعنی ذره ای احساس نسبت به الاله نداره که من فکر نمیکنم بحث این باشه...
۵ ماه پیشزهرا
0عزیزم من حرف دل آلاله رو زدم،... ما میدونیم شهرام به زنش احساس داره اما اینجا نباید شونه خالی میکرد هر مردی در قبال زنش مسئولیتی به گردنشه حالا اینجا و در چنین موردی چه مقصر باشه چه نباشه... خیلی راحت رفت
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا منتظر پارت جدید امشب باشید
۵ ماه پیشSajede
0میشه معرفی کنی کتابت رو میخوام بخرم، آخه میدونی خیلی از نویسنده ای مثل تو خوشم میاد و اینکه از خوندن رمانات واقعا لذت میبرم.. 🥰
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم تو پروفایلم همه رو گفتم. رمان اولین شکوفه گیلاس از نشر شادان و رمان از قلب کویر از نشر علی. الان که کتابفروشیها بسته ن.بهم پیام خصوصی بده بگم کتابفروشی معتبر خودمون برات بفرستن.به سراسر کشور کتاب پست می کنه.بهم پیام خصوصی بده و بگو از کدوم شهری تا شماره مستقیم بدم بهت.
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Mahi
1الان موقع ترخیص نباید شهرام هم میبود؟ نه به عنوان شوهر به عنوان شخصی که مسبب این بلاهای آلاله است، به عنوان مقصر تصادف، واقعا درکش نمیکنم😒