پارت هفتاد و دوم :

انگار چند نفر با هم داشتند در امتداد راهرو می دویدند.در کسری از ثانیه چهره وحشتزده و رنگ پریده مادرم در آستانه در نمایان شد.پشت سرش آیدا و شیرین خانم با چهره هایی در هم و بهت زده سر رسیدند.مادر روی گونه اش کوبید و گفت: خاک به سرم! چی شده؟ و بعد به شهرام نگاه غضبناکی انداخت.شهرام سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت.شیرین خانم هم جلو آمد و نگاهی به دم و دستگاهی که به من آویزان بود،کرد و گفت:پناه بر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahi

    1

    الان موقع ترخیص نباید شهرام هم میبود؟ نه به عنوان شوهر به عنوان شخصی که مسبب این بلاهای آلاله است، به عنوان مقصر تصادف، واقعا درکش نمیکنم😒

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شاید دلیل داشته باشه

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    1

    شهرام چرا اصرار نکرد که این ۲۴ ساعت رو پیش الاله بمونه و مادرش رو قانع نکرد که همه چیز یه حادثه بوده؟ چرا سکوت کردو چیزی نگفت؟

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شوهر واقعیش که نیست.ایشالا شوهر واقعیش اونی که الاله رو از ته قلبش بخواد براش این کارا رو می کنه

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شوهر واقعیش که نیست.ایشالا شوهر واقعیش اونی که الاله رو از ته قلبش بخواد براش این کارا رو می کنه

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    1

    ولی به نظرم توی این شرایط نباید الاله رو تنها میزاشت نه؟ خب درسته که الاله بهش گفت برو اما خب باز باید میموند تا مراقبش باشه....

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شهرام کلا بود و نبوده

    ۵ ماه پیش
  • مینا

    1

    والا شهرام خیلی ادم بیخودیه خجالت هم نمیکشه یعنی دماغ الاله نشکست رفت توشیشه

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    1

    عزیزم تقصیر شهرام هم نیست اونکه نمیخواست تصادف کنه، یه حادثه رانندگی بوده دیگه، درسته نباید میرفت ولی خب اینطوری هم که میگی دیگه نیست.

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بیشتر فکر کنم تقصیر شهرام بود

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    بی مسئولیت تر از شهرام ندیدم... چه بی احساس ول کردورفت

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    1

    خب حتما دلیل داشته که رفته شاید نمیخواسته زیاد جلو چشم باشه که داغ دل اللهم مادرش رو تازه کنه وگرنه مگه میشه به فکرش نباشه، اگه اینطوری باشه یعنی ذره ای احساس نسبت به الاله نداره که من فکر نمیکنم بحث این باشه...

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    عزیزم من حرف دل آلاله رو زدم،... ما میدونیم شهرام به زنش احساس داره اما اینجا نباید شونه خالی میکرد هر مردی در قبال زنش مسئولیتی به گردنشه حالا اینجا و در چنین موردی چه مقصر باشه چه نباشه... خیلی راحت رفت

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حالا منتظر پارت جدید امشب باشید

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    0

    میشه معرفی کنی کتابت رو میخوام بخرم، آخه میدونی خیلی از نویسنده ای مثل تو خوشم میاد و اینکه از خوندن رمانات واقعا لذت میبرم.. 🥰

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزم تو پروفایلم همه رو گفتم. رمان اولین شکوفه گیلاس از نشر شادان و رمان از قلب کویر از نشر علی. الان که کتابفروشیها بسته ن.بهم پیام خصوصی بده بگم کتابفروشی معتبر خودمون برات بفرستن.به سراسر کشور کتاب پست می کنه.بهم پیام خصوصی بده و بگو از کدوم شهری تا شماره مستقیم بدم بهت.

    ۵ ماه پیش
کپی شد!