پارت چهارده :
«چون من خودم هم به سختی لایقشم.»
واضح است که نمیخواهد در مورد این ابهام توضیح بیشتری بدهد. لحظهای طولانی به هم چشم میدوزیم تا اینکه شروع به گشتن در کمد میکند و رولِ بازشدهای از باند پزشکی را از اعماق آن بیرون میکشد. با دندانهایی که احتمالاً دیگر فرصت دیدنشان را نخواهم داشت پارهاش میکند و شروع میکند به باندپیچیِ دقیقِ پهنای کف دستم.
عقب میرود تا کارش را تحسین کن
لطفا صبر کنید...
