ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت صد و هفده :
خورشید در حال غروب، دیوارهای ضخیم شهر را به رنگ نارنجی درآورده بود. مردمی که از سر کارهایشان باز میگشتند، برای استراحت از کار روزانه، به پشت دیوارها پناه میبردند. شوق و اضطرابی وجودم را فراگرفته بود. بالاخره به خانه رسیده بودیم. وقتی به سوی گپار روانه شده بودیم گمان نمیکردم به این زودی بتوانم بار دیگر مردم و شهرم را ببینم. حالا که دوباره بازگشته بودم میفهمیدم که چقدر دلتنگ اینجا
لطفا صبر کنید...

پرنیا
1فقط جدال بین گودرز و ابیش😂😂