رس به قلم آرزو مهاجر
پارت چهل و هشتم :
راننده اسنپ از آینه عقب نگاهی به رامونا کرد و گفت: خانم شما مال همین محله هستین؟
رامونا گفت: بله چه طور؟
ـ این جریان دختری که با تیغ رگ خودشو زد شنیدین؟
ـ یکی دوتا کوچه با ما فاصله دارن.
ـ آخه من خودم بچه همین محلم. اسم دختره ارکیده کاظم نژاد بود. با مادرش و پدر ناتنیاش زندگی میکرد. میگن جنازهشو توی حموم پیدا کردن. بدجوری رگ هردو دستش رو زده بود.
اشک
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
الناز 🌼
0جان علی😭💍🔥🔪مری می؟تف 🙈
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
تفففف
۱ ماه پیشماهلین
2علی جنتلمن جذااااببببب و رامونای خوشگل و با وقارمون یکی از قشنگ ترین زوجایی هستن که تو رمانا خوندم😭💕
۲ ماه پیشسرو
0وای چه یهویی این پسر چکار کرد من که هنگ کردم
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
کی علیرام؟😁
۲ ماه پیشملکه ی دلقک
2آخه علیرام گودو گودوو تو چقدر ناناصیییییییی؟؟😭😭🎀🎀 چقدر زوج کیوتی!
۲ ماه پیشبهار
1وای خدا علیرام چقه تو عشقی
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
می بینی😭
۲ ماه پیشنشمین
0رمانت عالیه عزیزم بی صبرانه منتظر بقیه رمان هستم
۲ ماه پیشخودم
0شاید با علیرام ازدواج کرده بعد حامله شده توی یه تصادف هم علیرام هم بچه رو با هم از دست داده و دلیل خودکشی همین باشه البته تصادف عمدی
۲ ماه پیشفرشته
0بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم😍❤️
۲ ماه پیشفرشته
0وای خدای من😍❤️ چه پارت دلبری😍❤️
۲ ماه پیشاسرا
0توکارت چی نوشته سیب حلقه و...چی بود🤔🙏
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سومی هنوز مشخص نشده
۲ ماه پیشسهیل۲۹
1متوجه یه موضوعی شدین؟؟؟ اخرین چیزی که رامونا تو گذشته ش میبینه ربط به معماهای برزخ داره..مثلا سیبی که به زهرا داد یا حلقه ای که علیرام تقدیمش کرد!!!!
۲ ماه پیشtina
0مرگ بچه هایی که الان اونور کنارش هم هستن دیده مثلا ارکیده.
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
باریک الله دقیقا همینه
۲ ماه پیشZ.k
1اخی عزیزم چقدر هردو با وقار و شیک رفتار می کنند. خیلی عالی بود بانو جان مثل همیشه روان وزیبا .🥰🥰🥰🥰
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
خیلی میان بهم مگه نه
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
خیلی میان بهم مگه نه
۲ ماه پیشریحانه زهرا
0عالی بود، مثل همیشه💖فقط این دیالوگ آخر رو قربون🥰💖
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🥰🥰
۲ ماه پیشنیلوفر آبی
0وای خدای من ای جونم 😍😍😍😍😍😍😍😍😍ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این پارت
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🥺🥺❤️❤️
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0دیدی گفتم حلقه مال خواستگاریه ایول ❤️🖤❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤🖤❤️❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤🖤❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️