پارت چهل و پنجم :

رامونا می‌خواست نردبان را بالا برود و مهرشاد را برای کمک خبر کند ولی عروسک‌های مزاحم نمی گذاشتند. رامونا یک دستی درحال کلنجار رفتن با آن‌ها بود که در استخر باز شد و ترانه داخل آمد. رامونا صدا زد: ترانه برو.

ترانه کاپشنش را درآورد. با چشمانی که از اشک برق می‌زد، لبخند تلخی به رامونا زد. قلب رامونا تند تند می‌زد: ترانه برو. نایست.

تینا مثل کوسه‌ای موذی و خونخوار درحالی که فق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    اخی ترانه نکنه چیزیش بشه خیلی شجاعت به خرج داد 🥺🤍🥺🤍🥺🤍🤍🥺

    ۴ هفته پیش
  • طوفان

    0

    اون ارایشگره ساسان هست به نظرم ✨🥺✨🥺✨🥺✨🥺✨🥺✨✨🥺

    ۴ هفته پیش
  • فرشته

    0

    فوق العاده مثل همیشه😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • Jin

    1

    واای من نگران ترانه شدم نکنه یوقت بمیره😭

    ۲ ماه پیش
  • مصی

    4

    رمانت خیلی عالیه آرزو جون ولی انقدر کوتاهه که تا میایم لذت ببریم تموم میشه و حالمون بد میکنه خب تو که رمانت امادست یکم زودتر و طولانی تر بزاررر لطفا🥲

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    امیدوارم ترانه برگرده چیزیش نشه خیلی خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • Soraya

    0

    عالی بود خستە نباشی خداقوت 🤍✨

    ۲ ماه پیش
  • ani

    3

    واقعا رمانت خیلی خوبه و اینک متفاوت موفق باشی فقط پارت ها خیلی کوتاهن هنور شروع نشده تموم میشههه

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    7

    این پسر آرایشگر که اوردوز کرده ساسانه

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    چقدر کم بود شروع نشده تموم شد

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    رامونا وقتی. دستش به سیب رسید اون نگهبانه ناپدید شد،چرااین یکی نشد؟

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    شد دیگه. ترانه پرید روش حلقه ازاد شد، بهش که دست زد تینا پودر شد زیر آب ولی یکم دیرتر

    ۲ ماه پیش
  • Hope

    1

    دیرتر.... ترانه زندس مگه نه🥲🤞🏻

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    حس میکنم نسبت به آب فوبیا پیدا کردم از دست این تینای پدر کوسه🤧🔪

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣پدر کوسه

    ۲ ماه پیش
  • اسرا

    1

    خوب پس راموناازقبل همه دیده فقط گذری حالاترانه چی شد🤔🙏

    ۲ ماه پیش
  • میم

    2

    فکر کنم ساسان بود،آرایشگره،مهرشاد نونوا بود،پس اینم می شناخته 🤔🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • میم

    1

    وای،ترانه چی شد؟ چرا پس حلقه دست رامونا رسید تینا چیزیش نشد تا ترانه آزاد بشه ؟🥺

    ۲ ماه پیش
  • Fatemeh

    3

    کاش عکسای بقیه ساسان، ارکیده و...هم استوری کنین ببینیم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!