رس به قلم آرزو مهاجر
پارت سی و ششم :
مگر علیرام یک تجسم نبود؟ آیا تجسمها خودشان از برزخ بودن و ساختگی بودن این دنیا خبر داشتند؟ یا یادآوری این جریان جزوی از بازی سیاه و ترسناک برزخ حساب میشد؟ آیا باید به او میگفت چرا اینجاست؟ یا قوانین بازی بهم میخورد؟ اما او علیرام بود. حتی اگر تجسمش باشد. حتی اگر فقط توهم باشد. پس روراست گفت: خودکشی کردم.
ـ چرا؟
ـ یادم نمیاد.
لبخند زد. با نوک چکمههایش روی برفهای زیر
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Fatemeh
1حدس میزنم علیرام همون سدنا هست چون سدنا خودش گفته به هر قیافه ای می تونه دربیاد! سدنا خودش و مثل علیرام کرده تا هم بهشون کمک کنه و هم با حرفاش تاثیرات زیادی رو رامونا بزاره😉 عیرام همون سدنا هست
۳ ماه پیشالناز
6وای چندشششششش یه زن رو ببوسه؟! البته نه اون که زن نیست فرشته هست ولی خب وای
۳ ماه پیشFatemeh
0راستش به نظر منم چندشه ولی خب...😶 بلاخره تو برزخ هر چیزی ممکنه بعدش اگر سدنا باشه خب تغیر قیافه داده شده علیرام دیگه خودش نیست که چندش به نظر برسه😅
۳ ماه پیشتیسراتیل
0شایدم سرنگهبان جهنم در اصل مرد باشه و برای رامونا خودشو به شکل زن در اورده بیراه نمیگی ولی اگه واقعا زن باشه و بیاد رامونا رو ماچ موچی کنه خیلی ناجوره🤣🤣🤣چه سمی بود
۲ ماه پیشآیلاری
2خواهرم می زاری با افکار عشقولانه ام حال کنم آخه سدنا بیاد رامونا رو ماچ کنه؟ نه تو خودت کلاهتو بکن قاضی چراااا
۳ ماه پیشپگاه
1با زبونش هم توو دهنش مارپیچ بره!!!🤭🤭🤭
۲ ماه پیشسهیل۲۹
2اره ولله حال خوشمون پرید کاشکی نظراتو نمیخوندم🤣🤣🤣
۲ ماه پیشJolia
0به نظرم اگه استوری رو در نظر بگیریم، تو خودش اسپویل داشت ، چونکه گفته بود دو روح، پس علیرام هم روحه و قراره بره بهشت، به نظرم شاید تو دنیا علیرام مرده و رامونا بخاطر مرگ اون خودکشی کرده
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
گفتیم روح توی استوری، چون تجسم بار معنایی سنگینی داره و تا طرف داستانو نخونه ممکنه دوهزاریش نیفته منظور چیه. برای همین گفتیم روح، تصورش راحت تر باشه
۲ ماه پیشJolia
0خب گفته بودین دو روح که عاشق هم میشن پس کاپل هم هستن دیگه ، یکی بهشت یکی جهنم🥲 برا همین رامونا و علیرام در نظر گرفتم، حالا شاید ساسان و ارکیده باشن شایدم مهرشاد و ترانه🥺
۲ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
وای ساسان و ارکیده خیلی سم میشه🤣🤣🤣🤣
۲ ماه پیشJolia
0😂😂😂ولی حس میکنم از اون کاپلا میشن که اولش رابطشون با دعوت شروع میشه 🥺😂😂😂
۲ ماه پیشفرشته
0شاهکاری ستودنی و بی نظیر😍❤️
۲ ماه پیشمریم
5اگه در نظر بگیریم مشغله کاری دارین یا رمان دیگه ای... ولی این رمانتون کامله و از پی دی اف کپی میکنین فقط واینکه هرکی درباره کم بودن پارتا انتقاد میکنه جوابشو نمیدین من خیلی دقت کردم درخواست خواننده اصلا براتون مهم نیس قصد بی احترامی ندارم ممنون بابت رمان خوبتون❤️🫠
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست خوبم. اول ممنونم که رمان رو میخونید. دوم که خیر عزیزم بحث مشغله نیست. رمان قسمت بندی شده ست و هر پارت باید درجای خاص خودش بنا به صلاحدید نویسنده پایان بپذیره. بعضی پارت ها کمی طولانی میشن بعضی ها کمی کوتاهتر هستن.
۳ ماه پیشمریم
2ببخشید سلام، خب میتونین دو قسمتو یکجا قرار بدین یا حداقل روزای پارتگذاریشو زیاد کنین... حیفه رمان ب این خوبی پارت هاش کم یا تایم هاش با فاصله قرار داده بشه
۳ ماه پیشماهک
1ارع راست میگن بچه ها تا پارت بعدی بیاد پارت قبلی از ذهنم فراموش میشع یبار دیگه باید مرور کنم ببینم چی شده بود حداقل پارت بندی زیاد بشه
۲ ماه پیشپگاه
0مرسی آرزو جون عالی بود،فکر کنم اون حلقه که باید پیدا کنند حلقه ی رامونا با علیرام باشه ؟فکر کنم
۲ ماه پیشآیلاری
0آرزو جون میشه لینک کانال روبیکتو بدی لطفا؟
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
@arezunovel (بله _ روبیکا)
۳ ماه پیشآیلاری
5خدایی در حق این رمان کم لطفی شده این رمان باید در لیست برترین رمان ها باشه آنقدر قشنگ و پر مفهوم و همچنین پر از معما است به دور از هر کلیشه ای واقعا خانم نویسنده رمان شما بهترینه بچه ها لایک ها و کامنت ها را بیشتر کنید و به همه نشون بدید رمان رس چقدر جالب و زیباست
۳ ماه پیشبهار
0وای چقه قشنگ😍 خداکنه علیرام نمرده باشه
۳ ماه پیشآیلاری
3حالا ما تو دنیای ساختگی خدا همچین کاری میکردیم همین سدنا دستا و پا بسته پستمون میکرد جهنم والا
۳ ماه پیشFatemeh
3راستش واقعا انتظار برای پارت بعدی خیییلی سخته😅 واسه همین اگه امکانش هست روزای پارت گذاری بیشتر بشه🩷 یا حداقل پارت و طولانی تر کنین
۳ ماه پیشمریم
1رمان خوبیه در این حد ک من رمان ترسناک نمیخونم چون واقعا میترسم ولی جذب این رمان شدم قلمتون عالیه فقط یه مشکلی هست اینکه پارتاتون بشدت کوتاهه هم کوتاهه هم هر روز پارتگذاری ندارین
۳ ماه پیشنیلوفر آبی
0🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩عالی بود ممنون خسته نباشید
۳ ماه پیشAyda
2سپیده خیلی بد موقع اومد من جای اونا خجالت کشیدم😁
۳ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😂😂 دچار شرم نیابتی شدیم
۳ ماه پیشAyda
2و اینکه من حس میکنم علیرام بیشتر از یه نگهبان تو اون قلعه نفوذ داره نه عروسکا چیزی به فروزنده گفتن نه حتی اون سه تا خواهری که یکیشونو رامونا کشت ممکنه ظاهر قضیه این باشه که رئیس فروزنده هست ولی به نظرم رئیس اصلی علیرامه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الناز 🌼
0آرزو تو روحت چرا خاطراتم رو یادم میاری لحظه به لحظه این پارتو تجربه کزدم😻