رس به قلم آرزو مهاجر
پارت سی و ششم :
مگر علیرام یک تجسم نبود؟ آیا تجسمها خودشان از برزخ بودن و ساختگی بودن این دنیا خبر داشتند؟ یا یادآوری این جریان جزوی از بازی سیاه و ترسناک برزخ حساب میشد؟ آیا باید به او میگفت چرا اینجاست؟ یا قوانین بازی بهم میخورد؟ اما او علیرام بود. حتی اگر تجسمش باشد. حتی اگر فقط توهم باشد. پس روراست گفت: خودکشی کردم.
ـ چرا؟
ـ یادم نمیاد.
لبخند زد. با نوک چکمههایش روی برفهای زیر
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
الناز
5وای چندشششششش یه زن رو ببوسه؟! البته نه اون که زن نیست فرشته هست ولی خب وای
۳ هفته پیشFatemeh
0راستش به نظر منم چندشه ولی خب...😶 بلاخره تو برزخ هر چیزی ممکنه بعدش اگر سدنا باشه خب تغیر قیافه داده شده علیرام دیگه خودش نیست که چندش به نظر برسه😅
۳ هفته پیشتیسراتیل
0شایدم سرنگهبان جهنم در اصل مرد باشه و برای رامونا خودشو به شکل زن در اورده بیراه نمیگی ولی اگه واقعا زن باشه و بیاد رامونا رو ماچ موچی کنه خیلی ناجوره🤣🤣🤣چه سمی بود
۲ هفته پیشآیلاری
2خواهرم می زاری با افکار عشقولانه ام حال کنم آخه سدنا بیاد رامونا رو ماچ کنه؟ نه تو خودت کلاهتو بکن قاضی چراااا
۳ هفته پیشپگاه
1با زبونش هم توو دهنش مارپیچ بره!!!🤭🤭🤭
۳ هفته پیشسهیل۲۹
2اره ولله حال خوشمون پرید کاشکی نظراتو نمیخوندم🤣🤣🤣
۳ هفته پیشJolia
0به نظرم اگه استوری رو در نظر بگیریم، تو خودش اسپویل داشت ، چونکه گفته بود دو روح، پس علیرام هم روحه و قراره بره بهشت، به نظرم شاید تو دنیا علیرام مرده و رامونا بخاطر مرگ اون خودکشی کرده
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
گفتیم روح توی استوری، چون تجسم بار معنایی سنگینی داره و تا طرف داستانو نخونه ممکنه دوهزاریش نیفته منظور چیه. برای همین گفتیم روح، تصورش راحت تر باشه
۳ هفته پیشJolia
0خب گفته بودین دو روح که عاشق هم میشن پس کاپل هم هستن دیگه ، یکی بهشت یکی جهنم🥲 برا همین رامونا و علیرام در نظر گرفتم، حالا شاید ساسان و ارکیده باشن شایدم مهرشاد و ترانه🥺
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
وای ساسان و ارکیده خیلی سم میشه🤣🤣🤣🤣
۳ هفته پیشJolia
0😂😂😂ولی حس میکنم از اون کاپلا میشن که اولش رابطشون با دعوت شروع میشه 🥺😂😂😂
۳ هفته پیشفرشته
0شاهکاری ستودنی و بی نظیر😍❤️
۳ هفته پیشمریم
5اگه در نظر بگیریم مشغله کاری دارین یا رمان دیگه ای... ولی این رمانتون کامله و از پی دی اف کپی میکنین فقط واینکه هرکی درباره کم بودن پارتا انتقاد میکنه جوابشو نمیدین من خیلی دقت کردم درخواست خواننده اصلا براتون مهم نیس قصد بی احترامی ندارم ممنون بابت رمان خوبتون❤️🫠
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
سلام دوست خوبم. اول ممنونم که رمان رو میخونید. دوم که خیر عزیزم بحث مشغله نیست. رمان قسمت بندی شده ست و هر پارت باید درجای خاص خودش بنا به صلاحدید نویسنده پایان بپذیره. بعضی پارت ها کمی طولانی میشن بعضی ها کمی کوتاهتر هستن.
۳ هفته پیشمریم
2ببخشید سلام، خب میتونین دو قسمتو یکجا قرار بدین یا حداقل روزای پارتگذاریشو زیاد کنین... حیفه رمان ب این خوبی پارت هاش کم یا تایم هاش با فاصله قرار داده بشه
۳ هفته پیشماهک
1ارع راست میگن بچه ها تا پارت بعدی بیاد پارت قبلی از ذهنم فراموش میشع یبار دیگه باید مرور کنم ببینم چی شده بود حداقل پارت بندی زیاد بشه
۳ هفته پیشپگاه
0مرسی آرزو جون عالی بود،فکر کنم اون حلقه که باید پیدا کنند حلقه ی رامونا با علیرام باشه ؟فکر کنم
۳ هفته پیشآیلاری
0آرزو جون میشه لینک کانال روبیکتو بدی لطفا؟
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
@arezunovel (بله _ روبیکا)
۳ هفته پیشآیلاری
4خدایی در حق این رمان کم لطفی شده این رمان باید در لیست برترین رمان ها باشه آنقدر قشنگ و پر مفهوم و همچنین پر از معما است به دور از هر کلیشه ای واقعا خانم نویسنده رمان شما بهترینه بچه ها لایک ها و کامنت ها را بیشتر کنید و به همه نشون بدید رمان رس چقدر جالب و زیباست
۳ هفته پیشبهار
0وای چقه قشنگ😍 خداکنه علیرام نمرده باشه
۳ هفته پیشآیلاری
3حالا ما تو دنیای ساختگی خدا همچین کاری میکردیم همین سدنا دستا و پا بسته پستمون میکرد جهنم والا
۳ هفته پیشFatemeh
3راستش واقعا انتظار برای پارت بعدی خیییلی سخته😅 واسه همین اگه امکانش هست روزای پارت گذاری بیشتر بشه🩷 یا حداقل پارت و طولانی تر کنین
۳ هفته پیشمریم
1رمان خوبیه در این حد ک من رمان ترسناک نمیخونم چون واقعا میترسم ولی جذب این رمان شدم قلمتون عالیه فقط یه مشکلی هست اینکه پارتاتون بشدت کوتاهه هم کوتاهه هم هر روز پارتگذاری ندارین
۳ هفته پیشنیلوفر آبی
0🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩عالی بود ممنون خسته نباشید
۳ هفته پیشAyda
1سپیده خیلی بد موقع اومد من جای اونا خجالت کشیدم😁
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😂😂 دچار شرم نیابتی شدیم
۳ هفته پیشAyda
2و اینکه من حس میکنم علیرام بیشتر از یه نگهبان تو اون قلعه نفوذ داره نه عروسکا چیزی به فروزنده گفتن نه حتی اون سه تا خواهری که یکیشونو رامونا کشت ممکنه ظاهر قضیه این باشه که رئیس فروزنده هست ولی به نظرم رئیس اصلی علیرامه
۳ هفته پیشAyda
1علیرام گفت عروسکا هرچی بشه به فروزنده میگن پس اگه فروزنده میدونه رامونا شب اومده به قلعه و بقیه چیزها چرا کاری نمیکنه یا اگه عروسکا چیزی نگفتن به خاطر ترس از علیرام بوده؟
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...
Fatemeh
1حدس میزنم علیرام همون سدنا هست چون سدنا خودش گفته به هر قیافه ای می تونه دربیاد! سدنا خودش و مثل علیرام کرده تا هم بهشون کمک کنه و هم با حرفاش تاثیرات زیادی رو رامونا بزاره😉 عیرام همون سدنا هست