پارت بیست و هشتم :

***
بیست و یک
"برایان"

- وای نبودی ببینی! طرف یه جوری لباس پوشیده بود که انگار قراره با مادر اکسش برای آخرین بار ملاقات داشته باشه، بعدشم مثل احمقای الکل ندیده با یک کوکتل الکی مست کرد و اونجا رو با مکان رویاهای کثیفش اشتباه گرفت! اصلا باورم نمی‌شد.
تنها کسی که معنی حرف‌های روبن را می‌فهمید من بودم.
از همان بچگی آنقدر این مدلی حرف زده بود که برای خودش یک زبان جدید ساخته

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • rey☆♡

    0

    عالی بود کلی سوال و کنجکاوی به قبلیا اضافه شد😂😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    عزیزم😂 چون دیگه نوبت ژانر جناییه که بدون پلیسی یه خودی نشون بده👀

    ۵ ماه پیش
  • آذر

    0

    میتونم به یقین بگم این اولین رمان دوحالته ایه که اینطور مشتاقانه دنبالش می کنم🥰

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزممم😍💖 باعث افتخاره که دوستش داری🥰💗

    ۵ ماه پیش
  • Fati

    1

    میتونیم رو روبن کراش بزنیم؟؟ 👈👉😂

    ۵ ماه پیش
  • آذر

    0

    چرا نتونیم؟ ما اینجا آزادیم بیش از چهارتا شوهر و کراش داشته باشیم😂🤚، تو دنیای واقعی که چنین مرد و پسرای جنتلمنی پیدا نمیشه،

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    البته البته😌😂 دقیقااااا برای همینم تعداد کراشای غیر واقعی مون از کراشای واقعی مون بیشتره🤣

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    بله حتما متعلق به خودتونه😄

    ۵ ماه پیش
  • آذر

    0

    وای نباید اینجا تموم میشد😭 برایان هوش سیاهتووووووو... منتطر این روز بودی که چیکار کنی ها؟ شیطون؟ فکر نکنم برایان اون مرد سیاهپوش رو فرستاده باشه، هوم؟! روبن بامزه چندسالشه؟؟😁

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    عاشق این هوش سیاه بعضی از کاراکترام😂 شاید مسئله امر خیره😔😂 هرچیزی امکان داره👀 یک سال از الا بزرگتره😄 بیست و هشت سالشه😁

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    چیشد؟؟ برایان میدونه کی الارا رو دزدید؟؟ بعد چرا الارا تو ماشین نولان بیدار شد؟؟ وایییی حسابی گیج شدم😵 💫😵 💫

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    عزیزم😄❤️ پارت بعدی جواب سوال دومت رو می گیری^^ اما سوال اولت ماجراها داره که توی وی آی پی ازش رد شدیم😁

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    کلا یادم رفته بود قضیه الارا و اون کوچه.... ینی کار برایان بود؟؟؟؟

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    کوچه دارک💀😂 شاید:)

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    من که شخصیت مورد علاقه ام رو پیدا کردم... روبن🫣🫣🫣🫣

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😁 خودمم دوستش دارم😁

    ۵ ماه پیش
کپی شد!