پارت پنجاه و نهم :

دل نگران به سویل نگاه کردم. خوابش برده بود. از این که این‌قدر سریع تشخیص دادم سهیل پشت سرم است و یاسر نیست خودم هم ترسیدم. گفتم: یا خدا. کجا برم؟
ـ گفتم از اونور برو تاتی.
و از مسیری خلاف جهتی که ویلای ما قرار داشت رفتیم. جلوی زمین و خانه ی یک نفر گفت: همین‌جا پارک کن و پیاده شو.
ـ سهیل موضوع چیه؟
ـ از داخل داشبورد فندک امینو بهم بده.

در داشبورد را باز کردم و فندک را به او د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    ووووویییییی قلبم قیلی ویلی میره لعنتی جذااااب (یاسر منظورمه) سودا تو همیشه قرص بده به یاسر

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🔥✨😁

    ۴ ماه پیش
  • Anna

    0

    من سر اونی که دوسش دارم غیرتی نیستم روانی ام. وای شاید عقلانی نباشه ولی این جمله منو آتیش زد مگه میشه انقدر خفن باشی اخه

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فداتتت😍🔥😎

    ۴ ماه پیش
  • الی

    3

    خیلی پارتا کوتاهن نویسنده جان🙁

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    3

    منم موافقم🥲🥲 یه روز درمیون و پارتای کوتاه داره منو دق میده

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خدا نکنه

    ۴ ماه پیش
  • بهار

    0

    بخدا انقدر داستان هیجانی و قشنگ و جالبه که بی طاقت میشیم🥲 هی دلم میخواد زودتر بدونم تکلیف سهیل و یاسر چی میشه؟ ماجراشون با هفت چی میشه؟ رابطه ی سودا با یاسر به کجا میرسه؟ و...

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    هرچی جلوتر میره هیجانی تر میشه

    ۴ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😔😔😔

    ۴ ماه پیش
  • الی

    0

    خیلی قلمتو دوس دارم بخاطر همی دوست ندارم ایقد زود تموم بشن🙂♥️

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️