پارت پنجاه و ششم :

شانه‌هایم افتاد: وای این جوری که سخت می‌شه. از کجا بفهمیم کدوم شهره؟
یاسر گفت: اگه پویا وحدتی حرف بزنه که خونه شو اون شب به کی اجاره داد آدرسشم پیدا می‌کنیم.
ـ سامان می‌خواست یکی از نقطه ضعف‌هاشو بهم بگه ولی نشد. همون لحظه تیر خورد توی سینه اش. بدون فهمیدن نقطه ضعفش و بدون فهمیدن محل زندگیش، خیلی سخت می‌شه. چی دارم میگم بابا. حالا حتی اگه می‌دونستم کجا زندگی می‌کنه چه کاری از دس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    0

    مثل همیشه عالی💖😍 عزیزم واسه شخصیتا عکس نمیذاری؟

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چرا عزیزم. استوری میگنم هرشب عکسا رو

    ۳ ماه پیش
  • بهار

    0

    واااااااای کاش نمیپرسیدم و نمیدیدم🥲 مردم واسه چشمای یاسر (عشقم سهیل)🥲♥️

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😁❤️😍

    ۳ ماه پیش
  • پری

    0

    من نگاه کردم ولی فقط از رمان رس استوری میزارین

    ۲ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چشم از شب سوارم میذارم😍

    ۲ ماه پیش
  • پری

    0

    مرسیی خیلی دوست داشتم عکس شخصیت هارو ببینم 🥹🎀

    ۲ ماه پیش
کپی شد!