پارت چهل و هفتم :

فصل ششم: کاکتوس هرگز خرمالو نمی‌دهد!
دنبال تلفن همراهم می‌گشتم که صدای سویل را از طبقه ی پایین شنیدم: آبجی؟ اینجا که کسی نیست؟
این را که شنیدم بی‌خیال تلفنم شدم. گفتم: سویل درو قفل کن و از داخل اتاقت بیرون نیا برقم خاموش کن. من نمی‌تونم این روانی رو تنها بذارم. باید برم دنبالش.
سویل جلو دوید: آبجی من چه جوری تنها بمونم؟
وحشت در چشمانش مرا در رفتن دو دل می‌کرد اما برای این که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    0

    حس میکنم سهیل رو بیشتر از یاسر دوست دارم🥲😂

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    الهی😍😁❤️

    ۳ ماه پیش
  • فریده

    2

    این پارت چقدر کوتاه بود!!!

    ۳ ماه پیش
کپی شد!