رس به قلم آرزو مهاجر
پارت بیست و هشتم :
امتحان ترم بود. آن هم با آن استاد سختگیر که هیچکس دوست نداشت واحدش را بیفتد. قبل از شروع امتحان در میان هیاهوی بچههای کلاس که مطالب را باهم مرور میکردند یا مشغول آماده سازی تقلبها بودند، روی تک صندلیاش مطالعه میکرد که یک دختر ناشناس آمد و از او پرسید: رامونا پاشا تویی؟
رامونا سرش را به علامت بله تکان داد. دختر یک کاغذ تا شده روی میزش گذاشت: این برای توئه.
رامونا کاغذ را گرف
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😈🤣
۳ هفته پیشماهلین
1خیلی خاصه وای خدا من مردم برای این دوتاا. برای جنتلمنی علیرام.رفتاراش.حرفاش.حرکاتش.اخلاقش وایییی همچین پسری تایپمه بشدتتتت😭 قلمتون بینظیره خانوم مهاجرررر💕
۳ هفته پیشفیوزپفیوز
0واااااییییی من چرا واسه اینا ذوق میکنمممممم؟؟؟؟ وای از شدت ذوق فقط دارم جیغ میکشمممممم🤣🤣
۴ هفته پیشطوفان
1ازم چی میخوای.نگاهتو چند می فروشی به قیمت نگاه خودت. خدایا من مردم اخ (مرا به هیچ بدادی من هنوز بر انم/که از وجود تو مویی به عالم نفروشم/به هوش بودم از اول که دل به *** نسپارم /شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم)بابا دارم واسه این دلبریا جون میدم این شعر مخصوص علیرام که بی هیچ دلیل عاشق شده 🤍
۴ هفته پیشپگاه
0مرسی آرزو جان خیلی عالی بود
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
قربونت پگاه عزیزم
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
قربونت پگاه عزیزم
۱ ماه پیشدانژه
0دوست دارم یکم سریع تر پیش بره و دوباره برگردن همون دنیای ساختگی ببینیم داره چه اتفاقی میوفته
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
برمیگردیم خیلی زود😍
۱ ماه پیشAyda
3نمیخوام حس خوبم به این حرفارو از بین ببرم ولی خیلی رفتار علیرام مشکوک میزنه آخه از کجا درباره بیماری رامونا میدونه و اصلا از کجا حدس زد رامونا تو موتور خونه باشه
۱ ماه پیشسمیه
4علیرام ازکجاخبرداشت ک رامونا آسم داره ؟جایی مشکوکه 🤨خداکنه خودکشی بخاطرعلیرام نباشه 😊😔
۱ ماه پیشالا
4ای جانممم این دوتارو، حالا حسم بیشتر شد ک خودکشی رامونا ی ربطی ب علیرام یا شراره یا زهرا( کمتر ) داره
۱ ماه پیشبهار
0به به ناز قلمت .عالیه، خوشمان امد🥰
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
😘
۱ ماه پیشSoraya
0وایی خدا این پارت عالی بود خسته نباشی✨🤍
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🥰❤️
۱ ماه پیشفرشته
0میشه این دیالوگ ها رو از یاد برد؟ نه، چون دلم رفت براشون❤️
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
گودو❤️
۱ ماه پیشمیم
3رامونای برزخ باز بهتر بود،این رامونا نقطه ضعف زیاد داره،ترسو،توسری خور و احمق،علیرام بجای این حمایت های همه جانبه یکم نصیحتش کنه،همیشه که کنارش نیست حقشو بگیره،پیدا کردنشم قابل باور نبود،رامونا یه گوشه افتاده بود چطور فهمید اونجاست،شاید رفته بود بیرون اصلا 🤔🙏🏻
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
زود قضاوتش نکن عزیزم. تا تموم. گذشته ی کسی رو نفهمیدی نمیتونی راحت بهش برچسب بزنی. چون خودکشی یک فرایند و تصمیم یک شبه نیست، طی اتفاقات زیادی این تصمیم وحشتناک گرفته میشه...
۱ ماه پیشنیلوفر آبی
1عالیتر از همیشه بود خسته نباشید ممنون
۱ ماه پیشفرشته
0رمانی جذاب که هزار هم بخونیش باز هم جذاب و دلبره... بعد از هزار بار خوندنش هم تکراری نمیشه😍❤️
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
آیلاری
0ای علیرام بلا سوخته