پارت بیست و پنجم :

فصل یازدهم: الواجِد ( یابنده)
گذشته:
خانم رحمتی، استادش، برایش کف زد. و متعاقب آن بقیه ی همکلاسی‌ها بعضی‌ها بی‌میل و بعضی‌ها با میل برایش کف زدند. خانم رحمتی گفت: آفرین. بسیار عالی بودی. بسیار ارائه ی کاملی ارائه دادی.

رامونا دانشجوی زبان روسی بود. از لحاظ ذهنی تیزهوش بود و درس‌هایش را با علاقه می‌خواند، لهجه را به بهترین نحو تلفظ می‌کرد، معدل همه ی ترم‌هایش الف بود و همی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلاری

    0

    چه جنتلمانه به به خوشمان آمد یعنی خدا چشم منو نداره من چشم این شراره و بهناز و سعیده خدا ذلیلشون کنه بفرستتشون پی

    ۵ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    خدا قسمت کنه این دافه واسم جور شهههه *** دیری دی دین دین ...وایتینسنیننیی عررر وای علیرام خیلی وایب ارن از انیمه اتک رو میدههه😭😭😭🥹🥹🥹

    ۵ ماه پیش
  • طوفان

    2

    اغا من میگم اول علیرام دل داده

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    0

    دلبر که میگن رمان شماست😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    0

    فوق العاده مثل همیشه😍❤️

    ۶ ماه پیش
  • Aynaz

    0

    وای دختر واقعا وای عالی بود من پارت اولو ک خوندم دیگ نتونستم بیتم بیرون توی دوساعت تا اینجاشو خوندم واقعا قلمت محشره به جرات میتونم بگم یکی از بهترین قلم هارو داری امیدوارم موفق ترین باشی🤍 و اینکه از این به بد همش چشم به راهم ک پارت بذاری لطفااا بیشتر پارت بذار 🥺🤍

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    قربونت برم آینازم❤️

    ۶ ماه پیش
  • Aynaz

    0

    فدات بهترینممم💓😍🥺

    ۶ ماه پیش
  • 🤓 اکوری پکوری🥴

    1

    کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی چون میگه باید یچیزی درباره ی رمان بگم میگم رمان جالبه و بازم ادامه کِل لیلیلیلیلیلیلیلیللییی

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    😈😈😈

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    واووو چه جذاااب حالا من چجوری صبر کنم تا پارت بعدی..!!🥲 نویسنده جان آیا به ما یک پارت هدیه میدهی ؟

    ۶ ماه پیش
  • Ayda

    1

    علیرام خوب حال این سه تا دلقک رو گرفت ولی رامونا هم باید یاد بگیره مقابل اینا سکوت نکنه

    ۶ ماه پیش
  • ماهک

    2

    کاش تعداد پارت هارو زیاد کنی من صبر ندارممم انگار داره جالب میشه

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤭🤭🤭🤤🤤🤤

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه زهرا

    3

    وایی خیلی خوب بود اینقدر از این آدمایی که این جوری ان بدم میاد😒 می دونی چیه؟ اینا چش ندارن ببینن بقیه از خودشون فشنگ ترن میگن که قیافه اش بی ریخته ولا صد درصد از قیافه تو یکی بهتره😒😏

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    بدترین آدم ها حسود ها هستن

    ۶ ماه پیش
  • Soraya

    2

    عالی بود ، ولی من حس ششم میگه خودکشی رامونا به این شراره مربوطه ک رابطه عابران و رامونا رو خراب کرده،دیگه این حس شیشمه😁 خسته نباشی عالی بود💕🌺

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه زهرا

    0

    تازه که ما که اصلا هیچی به هیچی البته که ما هیج جا ازین آدما پیدا نمی کنیم😭😭

    ۶ ماه پیش
  • الناز 🌼

    3

    دلتون بسوزه علی جون جزوه های منو جمع کرد بهم دااااااد بابا جنتلمننن حیف که صاحاب داره😭😭😭نمردیم و یه جنتلمن حداقل تو رمان از کنارمون گذشتتت😂😭

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    وااااای عالی بود عااالی😂😂😂😂😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    کاش سنجاق داشت، پیامتو سنجاق میکردم😂❤️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️