رس به قلم آرزو مهاجر
پارت بیست و سوم :
ارکیده پرسید: توی دنیا؟ از قبل همو میشناختین؟ کیه طرف؟
رامونا گویا از تماشای علیرام سیر نمیشد. علیرامی که کلنگ به دست در سکوت به صحبتهای فروزنده گوش میکرد. رامونا به آرامی اعتراف کرد: عشق اول و آخرم!
همه با تعجب نگاهش کردند. ارکیده گفت: چی میگی؟ یعنی این یارو عشقت توی دنیاست؟ یکیو ساختن توی این دنیای تقلبی عین عشقت؟
رامونا سرش را به علامت تایید تکان داد. مهرشاد پرسید: اس
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آرزو مهاجر | نویسنده رمان
ای بابا دور از جون😂😂
۳ هفته پیشنسترن
2عروسک که بود هیچ مانکن کجای دلم بزارم
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
مانکنش خیلی نفرت انگیزه یه بار استوری کردم
۱ ماه پیشآتاناز
1وای آره من اسطوریتو دیدم قشنگ شلوار لازم شدم دیگه وقتی میرم بازار از مانکن ها میترسم
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
🤣🤣ای وای
۱ ماه پیشزهرا
0دوباره بزار گلم
۱ ماه پیشماهلین
0میشه دوباره استوری کنید مانکنو؟
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
اره چرا نشه
۳ هفته پیشطوفان
1آرزو جان میشه یه بار دیگه از مانکن عکس استوری کنی از رمان رَس بیشتر استوری بزار گلی
۴ هفته پیشطوفان
2ارزو یه چی بگم تعجب نکنی ها باشه ولی خیلییییییییییییییییییی دوس دارم جای رامونا باشم و این چیزا رو از نزدیک ببینم (ذهنم سادیسمی و مریض هست نگران نباشید واقعا دوس دارم جای رامونا باشم)☺️🔪☺️🔪☺️
۴ هفته پیشرُمانباز
1به نام خدا سکته کردم دلیلش هم مانکن کوفتیه
۴ هفته پیشالوریا
1وای از ترس دارم میمیرم
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
بیا بغلم
۱ ماه پیشفرشته
1رامونا چطور می تونه به اون قلعه رفت وآمد کنه؟ من اگه بودم بار اول سکته رو زده بودم که!
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
من اگه بودم تو همون جهنم سکته میکردم به برزخ نمیرسیدم
۱ ماه پیشبهار
0چه زیبا برزخ رو تجسم میکنین مثل واقعی
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
بوسس💋
۱ ماه پیشفرشته
0رمانی بی نظیر و جذاب و هیجانی😍❤️
۱ ماه پیشالناز
1یه نظریه،ممکنه ساده باشه اما شاید اول علیرام مرده و بعد رامونا به خاطرش خودکشی کرده!
۱ ماه پیشریحانه زهرا
0بابا آرزو دمت گرم با این چیزایی که نوشتی، خوب ما رو سکته میدیااا😂 ولی خیلی خوب بود👍💖
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
من که نیتم خیره 🤣😔
۱ ماه پیشفاطمه
0یا خددداااااا 🤧😐😶 🌫️😵 💫 فکر کنم این همون عروسک مرده باشه من به این میگم ترسناک آرزو جان ترسناک به نظر تو چیه؟!!!!
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
این مانکن ها همه شون مشکوکن
۱ ماه پیشمحدثه
1وایب این بازی هارو داد ک باید به عروسک زل بزنی اگ چشمتو ازش برداری میاد سراغت😶 🌫️😶 🌫️💀
۱ ماه پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
دقیقاااااا
۱ ماه پیشملیکا
4موقعی که دست جنازه پیدا کردن من فکر کردم شام اون شب از گوشت اون ادمه 😂😂😂
۱ ماه پیشمحدثه
0خسته نباشییی عالی بود مثل همیشهههه😍
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
برفین
2ارزو واقعا افرین باریکلا اگر تا به الان حس ششمم به خودکشی فکر کرده بود با نهایت احترام به خودم خودمو حس ششمم به نکیر و منکرمون خندیدم و با هفت جدو ابادم گوه بخورم حتی دیگه ذهنم سمتش بره